
مناظرهای با حضور موسی غنینژاد و میلاد دخانچی، بحثهایی را درباره دیدگاههای دکتر علی شریعتی، اندیشمند فقید، برانگیخت. در این مناظره، غنینژاد با به کار بردن ادبیاتی که از سوی برخی «عجیب» و «سخیف» توصیف شد، مرحوم شریعتی را «شیاد» نامید. این اظهارات در حالی بیان شد که شریعتی همچنان مورد احترام بخش بزرگی از جامعه است.
ریشههای فکری حمله به شریعتی
تحلیلگران معتقدند که حمله به شریعتی از سوی افرادی چون موسی غنینژاد، ریشه در جریانهای فکری خاصی دارد. این جریان، به ویژه در حوزه اقتصاد، بر «دولتزدایی» و ایجاد مرزبندی در برابر مارکسیسم تأکید دارد. این رویکرد به گونهای است که هرگونه مخالفت با اقتصاد بازار آزاد، حتی اگر از مارکسیسم فاصله داشته باشد، متهم به مارکسیستی بودن میشود.
نقد رویکرد اقتصاد بازار آزاد
در مقابل، برخی نظریهپردازان و تجربههای عملی نشان دادهاند که میتوان همزمان با مرزبندی علیه مارکسیسم، با اقتصاد بازار آزاد نیز مرزبندی داشت. این دیدگاهها الگوهایی را ترسیم کردهاند که ضمن حفظ سازوکارهای بازار و فعالیت بخش خصوصی، مداخله فعالانه دولت در اقتصاد را نیز در نظر میگیرند. طرفداران رویکرد توسعه صنعتی، با الهام از تجربیات شرق آسیا، مدلهایی را پیشنهاد میدهند که فعالیت بخش خصوصی و سازوکارهای بازار را در کنار برنامهریزی و دخالت دولت در جهتدهی به توسعه اقتصادی میبینند.
تعریف «خود» و «دیگری» در رویکردهای اقتصادی
برخی تحلیلها حاکی از آن است که ریشه حمله به شریعتی از سوی هواداران رویکرد اقتصاد بازار آزاد، به تعریف فرهنگی و هویتی از «خود» و «دیگری» بازمیگردد. این رویکردها در سالهای اخیر، به موازات پررنگ شدن مفاهیم جهانی شدن، در حوزه فرهنگ و هویت نیز تأثیرگذار بودهاند.