تجربه جنگها و تجاوزات نظامی اخیر از سوی آمریکا و
رژیم صهیونیستی نشان داده است که دشمن برای تحمیل اراده خود بر ایران، تنها به حمله نظامی و وارد کردن خسارت بسنده نمیکند؛ بلکه میکوشد با وارد کردن ضربهای سنگین، ایجاد فشار نظامی و روانی و سپس گشودن مسیر آتشبس و مذاکره، ابتکار عمل را در میدان و عرصه سیاسی به دست بگیرد. در این الگو، دشمن پس از اجرای حملات اولیه، به دنبال آن است که با طرح توقف درگیری، شرایط خود را تحمیل کند، دستاوردهای تجاوز را حفظ کند و هزینه اقداماتش را از معادله بیرون بگذارد.
این همان محاسبهای است که میخواهد ایران را در موقعیتی قرار دهد که پس از تحمل حمله، ناچار به پذیرش زمان و شرایطی باشد که طرف متجاوز تعیین میکند؛ گویی آغاز جنگ با دشمن است و پایان آن نیز باید به اراده او رقم بخورد. اما این معادله با قدرت دفاعی و نظامی ایران در دو جنگ اخیر و علاوه بر آن با تغییر رویکرد دفاعی ایران پس از جنگ چهلروزه به چالش کشیده شده است. دفاع از کشور دیگر به معنای دفع حمله نخست نیست؛ پاسخ به تجاوز، گستره تقابل و شرایط پایان درگیری نیز بخشی از میدان دفاع به شمار میرود. دشمن نباید تصور کند میتواند حمله کند، خسارت بزند و سپس با پیشنهاد آتشبس، پرونده اقدامات خود را ببندد.
تأکید بر نقش تعیینکننده
نیروهای مسلح و حضور مردم در مواجهه با تهدیدها نیز از همین واقعیت حکایت دارد: ایران در برابر تجاوز، منفعل نخواهد ماند و اجازه نمیدهد طرف مقابل برای میدان و زمان پایان آن تصمیم بگیرد. حضور مردم در کنار آمادگی
نیروهای مسلح، پشتوانه ایستادگی در برابر فشارهایی است که دشمن با هدف فرسایش اراده ملی طراحی میکند.
در همین چارچوب، پاسخ فوری و فرامنطقهای ایران که هم در بیانات
رهبر شهید ایران و هم به تازگی در پیام اخیر رهبر معظم انقلاب مطرح شده است، اهمیت راهبردی پیدا میکند. چنین پاسخی میتواند محاسبات آمریکا و متحدانش را درباره هزینه هرگونه اقدام نظامی برهم بزند و نشان دهد پیامدهای تجاوز، در محدودهای که دشمن برای آن ترسیم کرده است، محصور نخو
جزئیات خبر
جزئیات این گزارش بر اساس منابع اعلامشده در انتهای مطلب آمده است.
اهمیت این خبر
این گزارش برای مخاطب ایرانی از منظر پیامدهای اجتماعی، اقتصادی یا سیاسی اهمیت دارد.