
از بهشت پرندگان تا محاصره لولههای نفت
هورالعظیم روزگاری قلب تپنده محیطزیست خوزستان بود. این تالاب نه تنها زیستگاه پرندگان مهاجر و منبع معیشت جوامع محلی بود، بلکه نقش حیاتی در کنترل دمای منطقه ایفا میکرد. اما امروز تصویر متفاوتی از این منطقه ترسیم میشود؛ تالابی که بخشهای زیادی از آن خشک شده و جای خود را به تأسیسات نفتی داده است.
مسعود کنعانی و ناصر عبیات، فعالان محیطزیست خوزستان، هشدار میدهند که توسعه ناپایدار در این منطقه، بهخصوص پیشروی پروژه نفتی سهراب، آخرین بقایای زنده تالاب را به مخاطره انداخته است.
هزینههای انسانی توسعه صنعتی
سرمایهگذاریهای نفتی در ابتدا نویدبخش رفاه و اشتغال برای مردم پس از جنگ تحمیلی بود، اما واقعیتهای جاری، روایت دیگری دارد. ناصر عبیات معتقد است پیامدهای زیستمحیطی این فعالیتها اکنون بر هرگونه سود اقتصادی سایه افکنده است. او به موارد زیر اشاره میکند:
- تشدید کانونهای گردوغبار در سالهای ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ که ذرات ریز خاک را به جایگزینی برای آب تالاب تبدیل کرد.
- افزایش بیماریهای تنفسی و سرطان در میان ساکنان منطقه.
- مشکلات مربوط به بارداری که جوامع محلی آن را نتیجه مستقیم آلودگیهای محیطی میدانند.
بحران اعتماد و جلسات بیحاصل
شکاف عمیقی میان وعدههای مسئولان و واقعیتهای میدانی ایجاد شده است. با وجود برگزاری نشستهای متعددی با حضور نمایندگان وزارت نفت، سازمان حفاظت محیطزیست و مرکز ارتباطات مردمی ریاستجمهوری، مردم منطقه همچنان منتظر اقدامات عملی هستند. فعالان محیطزیست تأکید دارند که این جلسات نباید در حد وعدههای تکراری و تشریفات اداری باقی بماند.
بسیاری از مردم محلی دیگر به وعدههای مربوط به اشتغال و توسعه باور ندارند و معتقدند صنعتیشدن منطقه تنها به قیمت نابودی محیطزیست و سلامت آنها تمام شده است.
این بحران برای مردم خوزستان چه معنایی دارد؟
ماجرا تنها خشک شدن یک تالاب نیست، بلکه بحث بقای اجتماعی و زیستی در یکی از حساسترین نقاط جنوبی ایران است. وقتی تالابی مثل هورالعظیم از بین میرود، تعادل اقلیمی منطقه بههم میزند و موجهای مهاجرت اجباری به دلیل گرمای شدید و گردوغبار آغاز میشود.
تضاد میان «امنیت انرژی» (تولید نفت) و «امنیت زیستمحیطی» در این منطقه به اوج رسیده است. برای ساکنان محلی، نفت نه منبع ثروت، بلکه عاملی است که آنها را در محاصره بیماری و خشکسالی قرار داده است.