
تحریف زمان تاریخی یا «آناکرونیسم» سیاسی
اسماعیل بقائی در واکنش به ادعاهای مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در شبکه اجتماعی اکس نوشت که روبیو با ارائه روایتی تحریفشده، تاریخ غرب را از یونان باستان تا آمریکای عصر ترامپ به یک خط مستقیم و یکپارچه تبدیل کرده است. او این رویکرد را مصداق بارز «آناکرونیسم» یا درهمآمیختن ناشیانه مفاهیم زمانی دانست.
به باور سخنگوی وزارت خارجه، واشینگتن اکنون به این نتیجه رسیده که به جای استفاده از زبان گاوچرانها و قلدری عریان، سیاستهای ارعاب خود را زیر چراغهای نئون «فلسفه تاریخ» برای جهانیان توجیه کند تا چهرهای متفاوتی از قدرت خود به نمایش بگذارد.
بازتعریف ابزاری مفاهیم یونانی
روبیو در سخنرانی خود در آکروپولیس، مفهوم یونانی «توموس» را از زمینه تاریخی و فلسفیاش جدا کرد تا آن را در خدمت ستایش قدرت، رقابت و اراده ملی قرار دهد. بقائی اما بر این نکته تأکید میکند که یونان باستان تنها صحنه نمایش شکوه و قدرت نبود، بلکه زادگاه مفاهیم متضاد با دیدگاه روبیو بود:
- نقد قدرت:اشاره به تاریخ جنگ پلوپونزی اثر توسیدید.
- فلسفه سیاسی:استناد به آثار جمهوری افلاطون و سیاست ارسطو.
- تراژدی تکبر:یادآوری اسطوره تروا، ایلیاد هومر و پرسش از حدود مسئولیت انسان در آثار سوفوکل (آنتیگونه و اودیپ شهریار).
هدف نهایی؛ تقدیس قدرت و مشروعیتبخشی به جنگ
سخنگوی وزارت خارجه استدلال میکند که حذف نیمه نقاد تاریخ توسط روبیو، هدفمند است تا عرصه پرسش و نقد خالی شود و تاریخ به ابزاری برای مشروعیتبخشی سیاسی تبدیل گردد. از دید بقائی، آنچه روبیو عرضه میکند فلسفه تاریخ نیست، بلکه نسخهای دستکاریشده برای توجیه سیاستهای ستیزهجویانه و جنگطلبانه دولت آمریکا است.
او در پایان تأکید کرد که این تلاشها برای بازسازی گذشته، تنها با یک هدف صورت میگیرد: اینکه سیاستهای امروز آمریکا «اجتنابناپذیر» و از نظر تاریخی «مقدر» به نظر برسد. زمانی که تاریخ در خدمت قدرت قرار گیرد، دیگر هدف «فهم گذشته» نیست، بلکه هدف نهایی «تقدیس قدرت» فینفسه است.