
بازپسگیری واژگان از چنگال قدرت
یادبودها صرفاً یادآوری تاریخها نیستند، بلکه نهیبی هستند برای بازگشت به ریشهها و زمینهها. نگاهی به سالهای اخیر نشان میدهد زبان اداری و آکادمیک امپراتوری، با ظرافتی منزه، معنای واژگان را تغییر داده است. در این بازی زبانی، حق بدیهی دفاع از خود، بهسرعت به «گسترش تروریسم» تغییر چهره میدهد تا توجیهپذیر شود.
در سومین سالگرد عملیات فوقالحصار و در حالی که آتش جنگ به خاک ایران و محور مقاومت از غزه تا لبنان و یمن کشیده شده، بازخوانی «زبان قدرت» ضروری است. هدف از این بازخوانی، پسگرفتن واژههای تسخیر شده است؛ تا تحریم و محاصره را به معنای واقعیشان درک کنیم و مدافعان خاک را با نام شریفشان به یاد آوریم.
مدیریت واقعیت به جای توصیف آن
از هفتم اکتبر تا امروز، جهان شاهد چیزی فراتر از یک کشتار جمعی بوده است. در این سه سال، زبانی قدرت گرفته که وظیفهاش «توصیف» واقعیت نیست، بلکه «مدیریت» آن است. این زبان رسمی امپراتوری، ابزاری است برای تبدیل فاجعه از یک «رویداد» به یک «وضعیت».
وقتی اتفاقی به «وضعیت» تبدیل میشود، دیگر یک تراژدی انسانی نیست، بلکه موضوعی قابلگزارش، قابلمدیریت و در نهایت قابلبایگانی است. آنچه در غزه رخ میدهد، یک بحران یا درگیری ساده نیست، بلکه نسلکشی است. اما اینکه هنوز نوشتن کلمه «نسلکشی» نیازمند توضیح و توجیه است، نشان میدهد زبان رسمی در پنهان کردن حقیقت تا چه حد موفق عمل کرده است.
ویژگیهای زبان قدرت در جنگ غزه
- جایگزینی توصیف با مدیریت:هدف این زبان، حذف جزئیات انسانی و تبدیل مرگها به آمارهای اداری است.
- تغییر ماهیت رویداد:تبدیل «نسلکشی» به «بحران» برای عادیسازی خشونت.
- ادعای دقت:استفاده از واژگان ظاهراً دقیق برای خالی کردن رویدادها از زمینه و بستر تاریخی.
خطرناکترین ویژگی این زبان، این است که لزوماً بر پایه دروغ نیست. دروغ را میتوان افشا کرد و رد نمود، اما زبانی که مدعی «دقت» است، تنها قابل تشخیص است. این زبان نه بیطرف است و نه خنثی؛ بلکه ابزاری است برای تثبیت خشونت ساختاری و پوشاندن چهره واقعی قدرت.