
دو روایت، یک موضوع؛ منطق در برابر شنیدهها
تنها چند ساعت فاصله بود تا دو مقام ارشد آمریکا، دو روایت کاملاً متفاوت را در اختیار افکار عمومی قرار دهند. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، با رویکردی مبتنی بر شواهد اعلام کرد که در مورد نقش ایران در ماجرای پرواز فلایدبی «هیچ مدرک قطعی» ندیده است. اما در مقابل، دونالد ترامپ در مواجهه با خبرنگاران، بر اساس «شنیدههایش» پاسخ را مثبت دانست و مدعی شد که این موضوع در حال بررسی است.
این تناقض علنی را نمیتوان به لغزش زبانی یا اختلافنظرهای عادی سیاسی تقلیل داد. ونس بر ضرورت تصمیمگیری نهادهای تخصصی و شواهد ملموس تأکید کرد، اما ترامپ در چهارچوب یک عملیات روانی گام برداشت و بدون ارائه زنجیره شواهد، حکم صادر کرد.
بحران پیشبینیپذیری در سیاست خارجی
این اختلافنظر نشان میدهد سطح تصمیمگیری آمریکا در قبال ایران، فاقد یک استراتژی واحد است. وقتی دو مقام ارشد در مورد «اتفاق افتاده» به اجماع داخلی نمیرسند، پیشبینیپذیری سیاست خارجی واشنگتن به شدت کاهش مییابد. در واقع، آنها در مورد اینکه دقیقاً در قبال ایران چه مسیری را طی کنند، دچار سرگردانی هستند.
- تکیه جیدی ونس بر منطق شواهد و مدارک.
- اعتماد ترامپ به شنیدهها برای تعیین واقعیت.
- فقدان یک مرکز فرماندهی واحد برای تعریف واقعیتهای سیاسی.
نقش لابیها و استراتژی محتاطانه اسرائیل
در این میان، موضع بنیامین نتانیاهو نکته قابل تأملی است. نخستوزیر اسرائیل در روزهای نخست مستقیماً ایران را متهم نکرد و استراتژی «رد نمیکنیم اما نیاز به تحقیق داریم» را برگزید. این احتیاط در مقابل عجله ترامپ، نشان میدهد که حتی در لایههای نزدیک به لابیهای صهیونیستی، تامل بیشتری بر روی زمانبندی اتهامات صورت میگیرد تا از هرگونه لغزش احتمالی جلوگیری شود.