
خروج ۱۵۰۰ نظامی پایانی ایالات متحده از عراق در هفته گذشته، پایان استقرار بیش از ۱.۵ میلیون سرباز آمریکایی طی ۲۳ سال گذشته است. مکس بوت، تاریخنگار نظامی و عضو ارشد اندیشکده «شورای روابط خارجی آمریکا» (CFR) که زمانی از طرفداران سرسخت حمله سال ۲۰۰۳ بود، حالا با نگاهی متفاوت به این پرونده مینگرد. او تأکید میکند که این حضور طولانی، تنها ثابت کرد نظریات اتاقهای فکر واشنگتن در مواجهه با واقعیتهای میدانی خاورمیانه کاملاً فرو میریزد.
از فقدان مترجم تا تپانچه در دست تحلیلگر
بوت در بازخوانی خاطرات خود از اوت ۲۰۰۳، زمانی که همراه با نیروهای شناسایی تفنگداران دریایی در عراق بود، به فقدان ابتداییترین ابزارهای مدیریتی اشاره میکند. او روایتی تکاندهنده از فقدان تخصص در بدنه ارتش میآورد:
- تفنگداران دریایی یک غیرنظامی مظنون را بازداشت کردند، اما حتی یک مترجم برای برقراری ارتباط با او در دسترس نبود.
- کمبود نیرو به حدی بود که یک گروهبان تپانچهاش را به مکس بوت (یک تحلیلگر) داد تا از فرد بازداشتی مراقبت کند.
این واقعه از نظر بوت، نمادی از شناخت اندک واشنگتن از کشوری بود که قصد ادارهاش را داشت.
فرهنگ گزارشهای دروغین و توهم ثبات
به گفته این تحلیلگر، وضعیت در سالهای بعد وخیمتر شد. تغییرات سختافزاری ارتش، از خودروهای بدون زره به خودروهای سنگین ضدکمین (MRAP)، نشاندهندهی افزایش شدت درگیریها بود؛ اما در لایههای مدیریتی، حقیقت جای خود را به خوشبینیهای ساختگی داد.
بوت مینویسد فرماندهان تیپها با استفاده از اسلایدهای بیپایان، مدام ادعا میکردند که تمام شاخصها مثبت است. دلیل این دروغها ساده بود: اعتراف به شکست به قیمت توبیخ مستقیم فرماندهان تمام میشد. مأموریت ارتش به جای ایجاد ثبات، به حفاظت از ساختار لجستیکی خود تبدیل شد.
بهای سنگین یک خطای راهبردی
خروج آمریکا از عراق، پروندهای را میبندد که از نظر مالی و انسانی فاجعهبار بود. بوت ابعاد این خسارت را چنین برمیشمارد:
- هزینه مالی: ۱.۸ تریلیون دلار.
- تلفات انسانی آمریکا: ۴۴۱۸ کشته.
- تلفات انسانی عراق: مرگ صدها هزار نفر از شهروندان عراقی.
او معتقد است این حجم از هزینه، بدون دستیابی به دستاوردهای راهبردی، تبدیل به یکی از بزرگترین خطاهای استراتژیک ایالات متحده شد.