
زخمهای عمیق در شریانهای نفتی
قدرت جهانی عربستان سعودی همواره بر پایه جایگاه پیشتاز این کشور در تولید نفت و درآمدهای کلان حاصل از آن استوار بوده است. اما اکنون آتش درگیریهای منطقهای، این برتری اقتصادی را به مخاطره انداخته است. نفتکشهای سعودی در خلیج فارس متوقف شدهاند و مسیرهای صادراتی در دریای سرخ با تهدیدهای جدی روبهرو هستند.
بحرانیتر از آن، آسیبپذیری زیرساختهای داخلی است. حملات پهپادی پیشین به خط لولههای نفتی، نشان داد که حتی درونیترین نقاط استراتژیک این کشور نیز در معرض خطر قرار دارند و توقف فعالیت بزرگترین خط لوله نفتی عربستان، زنگ خطری برای ثبات اقتصادی ریاض بود.
سقوط «معامله تاریخی» واشنگتن و ریاض
ساختار امنیتی خاورمیانه از پایان جنگ سرد بر پایه یک معامله متقابل بنا شده بود. طبق این نظم، ایالات متحده با برتری نظامی خود، ثبات نسبی منطقه را تضمین میکرد، آزادی کشتیرانی را حفظ مینمود و از بقای دولتهای متحدش در برابر تهدیدات (بهویژه ایران) حمایت میکرد.
در مقابل، عربستان و کشورهای کوچکتر حاشیه خلیج فارس، تعهداتی را پذیرفته بودند که شامل موارد زیر میشد:
- میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا در خاک خود.
- همکاری نزدیک در عملیاتهای ضدتروریسم.
- تضمین جریان روان و پایدار نفت به بازارهای جهانی.
نمونه بارز این سازوکار در سالهای ۱۹۹۰ و ۱۹۹۱ رخ داد؛ زمانی که ائتلافی به رهبری آمریکا مانع از تسلط عراق بر میادین نفتی عربستان شد و نیروهای صدام را از کویت بیرون راند.
تغییر معادلات و تردیدهای ریاض
اما این نظم دیرینه، اکنون جای خود را به تردید داده است. تحلیلگران فارنپالیسی معتقدند ایالات متحده دیگر نهتنها توان خاموش کردن آتش درگیریهای فعلی را ندارد، بلکه علاقه خاصی هم به تلاش برای این کار نشان نمیدهد.
این گسست امنیتی بهویژه پس از دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ شدت گرفت. رویکردات ترامپ در قبال ایران، نظم امنیتی پیشین را به شکلی جبرانناپذیر درهم شکست و ریاض را در وضعیتی قرار داد که باید میان فشار گروههای همپیمان ایران (مانند انصارالله) و بیمیلی واشنگتن برای مداخله نظامی مستقیم، دست و پا بزند.