
تضاد استراتژیک ترامپ و نتانیاهو
تحلیلهای اخیر نشان میدهد که بین دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در مورد نحوه برخورد با ایران اختلاف نظر وجود دارد. ترامپ ترجیح میدهد از ابزارهای جنگ روانی و تداوم محاصره اقتصادی استفاده کند تا بدون پرداخت هزینه نظامی، ایران را به آغاز درگیری تحریک کند. او به نتانیاهو پیام داده است که در حال حاضر صبوری پیشه کند.
اما نتانیاهو با رویکردی متفاوت، تلاش میکند با ایجاد فضای اضطراری و ادعای وجود اطلاعات امنیتی، محیط را برای اقدامات جسورانهتر آماده کند. او از این ادعاها برای توجیه تحرکات منطقهای خود استفاده میکند.
محور امارات و بازی در تنگه بابالمندب
سفر نتانیاهو به امارات و دیدار او با محمد بن زاید در یک نشست چندجانبه، بخشی از یک استراتژی پیچیدهتر است. یکی از محورهای اصلی این تحرکات، مسائل مربوط به یمن و کنترل انصارالله بر تنگه بابالمندب است. تلآویو میکوشد با ارائه تضمینهای امنیتی و اطلاعاتی به ابوظبی، امارات را دوباره وارد معادلات یمن کند.
این رویکرد دو هدف را دنبال میکند:
- بازگرداندن رقابت میان امارات و عربستان سعودی در پرونده یمن.
- جلوگیری از شکلگیری هرگونه ساختار امنیت دستهجمعی در منطقه.
بقای رژیم در گرو تنشهای مستمر
محمد ایرانی معتقد است بقای هویتی و ماهیت برتریطلبانه رژیم صهیونیستی در گرو تعمیق گسلهای منطقهای است. نتانیاهو میداند که هرگونه آرامش یا همکاری میان کشورهای همسایه در منطقه، تهدیدی برای جایگاه این رژیم محسوب میشود. بنابراین، او تلاش میکند با دامن زدن به تنشها و ایجاد فضای ناامنی، از دستیابی منطقه به ثبات جلوگیری کند.
در واقع، ادعاهای نتانیاهو درباره قصد ایران برای حمله، بیشتر از آنکه جنبه اطلاعاتی داشته باشد، ابزاری برای مدیریت روابط با کشورهای عربی و فشار بر تهران است تا معادلات قدرت در خاورمیانه به نفع او تغییر کند.