به گزارش خبرگزاری
ایمنا از
ایلام، هنوز خانههایی در این سرزمین مقدس وجود دارند که عکسهای قابشده شهدا بر دیوارشان نفس میکشد. این خانهها هر بار که در آنها را باز کنیم، بوی دلتنگی و افتخار در هوا میپیچد؛ خانههایی لبریز از نگاه مادران و همسران شهیدی که میان قابها دنبال عزیز خود میگردند. بازماندگان با صدایی لرزان از آخرین لبخند، آخرین خداحافظی و آخرین نامهای میگویند که هنوز بوی خاکریز میدهد.
بانوی پژوهشگری به این خانهها آرام قدم میگذارد تا تکههای نور را از دل تاریکیهای جنگ جمع کند. او نه تنها روایتها را مینویسد، بلکه آنها را زندگی میکند. هر جملهای که از زبان
خانوادهها میشنود، همچون قطرهای اشک روی کاغذ مینشیند و تبدیل به سندی میشود که باید برای آیندگان به یادگار بماند. او ساعتها وقت میگذارد تا به خانهای برود که سالهاست سکوت در آن جا خوش کرده است؛ سکوتی که با شروع صحبت مادر، همسر یا فرزند شهید میشکند و به دریایی از خاطرات تبدیل میشود - بعضی لبریز از لبخند، بعضی با بغضی که سالها در گلو مانده.
Mیترا کمالیفر مجموعهای از روایتهای دفاع مقدس را گردآوری کرده است تا نسلهای آینده بدانند پشت هر نام شهید چه زندگی بزرگی جریان داشته، چه آرزوهایی ناتمام مانده و چه قلبهایی برای آرامش این سرزمین تپیدهاند. انتشار این خاطرات تنها یک کار
فرهنگی نیست؛ بلکه احیای بخشی از روح جمعی جامعه است که نباید در هیاهوی روزمرگی گم شود. میترا هر بار با وجود تمام سختیها، تلاش میکند تا روایت دیگری از دل تاریخ بیرون بکشد و به دست آیندگان این مرزوبوم بسپارد.
مسیر نویسندگی برای کمالیفر از جنس دیگری است؛ مسیری که نه از کلاس درس آغاز شد، بلکه از دل یک قرارگاه، از سکوت شب، از دعای کمیل و از دل سنگری که نام یک شهید را بر خود داشت، شروع شد.