
تصویری کلاستروفوبیک و بهشدت سینمایی در نقطه اوج رمان «در تدارک زندگی نکرده» قرار دارد؛ جایی که آرزو، دختر جوانی که در هزارتوی فروپاشی خانوادهاش گرفتار شده، در میان فضای گرم پختن شیرینی نانپنجرهای، انگشت همسر جدید پدرش (هنگامه) را با چاقویی که پیشتر برای خودکشی به کار برده بود، میبُرد. این تابلوی گروتسک که در آن «خون روی شیرینیها شتک میزند»، نمادی از تلاقی دهشت روانشناختی و ابتذال زندگی روزمره است.
از رئالیسم جادویی تا واکاوی انزوای مدرن
مائده مرتضوی در این اثر، ذرهبین تحلیلی خود را از کلانروایتهای پرهیاهو برداشته و بر خردهروایتهای روانشناختی طبقه متوسط متمرکز کرده است؛ طبقهای که پنهانکاری بخشی از هویتش شده. تبار فکری نویسنده که با فضای آپارتماننشینی و کافهگردی انسان مدرن گره خورده، در این نوولا به سراغ حق آزادی انتخاب و ترومای موروثی میرود.
مرتضوی پیش از این در آثار تألیفیاش مسیر متفاوتی را پیموده بود:
- نگارش رمانهای «کابوسهای درخت پرتقال» و «خون پرنده» با گرایش به رئالیسم جادویی.
- ترجمه آثار روانشناختی یوناس کارلسون، از جمله رمانهای «صورتحساب» و «راز آن اتاق» که تمرکزی ویژه بر انزوای انسان معاصر داشتند.
ساختار فراداستان و روایت چندصدایی
کتاب از نظر ساختاری به سراغ تمهید «فراداستان» رفته است. روایت داستان بر پایه چندصدایی چهار شخصیت اصلی یعنی امید، رؤیا، هنگامه و آرزو بنا شده است. نکته متمایز این است که این روایتها در قالب فایلهای صوتی پراکنده و تدوینشدهای ارائه میشوند که برای یک پروژه در کارگاه «ناداستاننویسی» آماده شدهاند.
این چرخش پستمدرنیستی در ابتدا هوشمندانه به نظر میرسد، اما در ادامه مسیر، نویسنده بهجای خلق یک جهان داستانگوی مستقل، به ابزارهای مستندنگاری تکیه میکند. در همین مسیر است که گاه اثر بهجای نفوذ به عمق ارگانیک روان آدمی، در سطح یک نمایش خونین متوقف میشود و نوشتن از فضای ملتهمی که روی لبه تیغ است، ریسک تبدیل شدن به یک نمایش سطحی را به همراه دارد.