
توهم دسترسی؛ رمپهایی که به هیچجا نمیرسند
طراحی شهری در بسیاری از کلانشهرهای ایران، بیش از آنکه بر اساس نیازهای واقعی باشد، با نگاهی سطحی پیش رفته است. رمپهای موجود در پیادهروها اغلب بیشتر جنبه تزئینی دارند تا کاربردی. شیبی که طبق استانداردهای جهانی باید نرم و قابل عبور باشد، در واقعیت به دیواری تبدیل شده که عبور از آن برای یک کاربر ویلچر محال است.
این نقصهای ساختاری باعث میشود جابهجایی ساده در محیط شهری به یک عملیات پیچیده تبدیل شود. بسیاری از معلولان برای عبور از یک خیابان، مجبورند به جای استفاده از مسیرهای قانونی، وارد مسیرهای پرخطر ماشینرو شوند.
حملونقل عمومی؛ رویای جابهجایی مستقل
سیستم حملونقل شهری نیز فاصله زیادی با مفهوم «دسترسی همگانی» دارد. هرچند اتوبوسهای جدید دارای رمپهای هیدرولیک هستند، اما نبود زیرساخت مناسب در ایستگاهها، این امکانات را بیفایده میکند. ایستگاه اتوبوسی که پیادهرویش مسدود است یا مترویی که آسانسورهایش از کار افتاده، استقلال جابهجایی را از شهروندان میگیرد.
فاصله میان قانون و واقعیت پیادهروها
قانون حقوق persons with disabilities روی کاغذ مفصلاً به لزوم ایجاد دسترسیهای شهری اشاره کرده است، اما در عمل، نظارت بر اجرای این قوانین ضعیف است. شهرسازی در ایران اغلب متکی به معیارهای زیباییشناختی است تا معیارهای کاربردی و انسانی.
- عدم رعایت استانداردهای شیب در رمپهای ورودی ساختمانها.
- اشغال پیادهروها توسط دکههای غیرقانونی و خودروها.
- نبود سیستمهای هشدار صوتی برای نابینایان در تقاطعهای اصلی.
- خرابی مکرر آسانسورهای ایستگاههای مترو در نقاط کلیدی.
تا زمانی که نگاه شهرسازان از «تزیین شهر» به «کارآمدی شهر» تغییر نکند، بخش بزرگی از جامعه در حاشیه زندگی شهری باقی خواهند ماند. شهر باید برای همه باشد، نه فقط برای کسانی که توانایی راه رفتن دارند.