
سرهنگ مرتضی نثاری، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران، جزئیات تکاندهندهای از یک پرونده قتل خانوادگی را فاش کرد. بر اساس گزارش پلیس، ساعت ۱۵ روز ۲۷ خرداد ۱۴۰۵، تیم بررسی صحنه جرم اداره دهم پلیس آگاهی و کارشناسان تشخیص هویت در پی اعلام بازپرس ویژه قتل، راهی منطقهای در محدوده نبرد شدند تا وضعیت جسد زنی ۵۱ ساله را بررسی کنند.
جزئیات صحنه جرم و آثار سرقت ساختگی
مقتول در نیمطبقه دوم یک منزل مسکونی، در حالی که لباس منزل به تن داشت، به صورت طاقباز پیدا شد. بررسیهای اولیه پلیس نشان داد که مقتول با فشار روی گردن به قتل رسیده و طلاجاتش نیز ناپدید شده است. اما نکاتی در صحنه جرم بود که با سناریوی یک سرقت عادی همخوانی نداشت:
- وجود یک رشته پارچه بافتهشده مشکیرنگ (چفیه عربی) روی جام آینه بالای سر جسد.
- تخریب درب اتاق دختر ۲۸ ساله خانواده در طبقه اول.
- باز بودن درب کشوی کمد در اتاق دختر.
تناقض در اظهارات متهم
همسر ۵۲ ساله مقتول اعلام کرد حدود ساعت ۱۳:۳۰ از محل کار به خانه بازگشته و پس از مشاهده بههمریختگی در اتاق دخترش، در نیمطبقه دوم با جسد همسرش مواجه شده است. تحقیقات پلیس نشان داد نیمطبقه دوم منزل در اختیار پسر ۲۷ ساله خانواده بوده و تنها او به این بخش تردد داشته است. همچنین همسر مقتول تأیید کرد پارچه مشکیرنگ کشفشده در صحنه متعلق به پسرش است.
پسر خانواده در ابتدا سعی کرد خود را بیگناه جلوه دهد. او مدعی شد ساعت ۱۱ صبح روز حادثه برای رفتن به محل کارش در منطقه چیتگر از منزل خارج شده و سپس با تماس تلفنی پدرش از مرگ مادر مطلع شده است. وی در اظهارات اولیه، انگیزه سارق یا سارقانی ناشناس برای سرقت طلاجات را دلیل قتل دانست.
گسست خانوادگی و شواهد نهایی
دختر مقتول نیز در بازجوییها عنوان کرد که ساعت ۷ صبح برای رفتن به سر کار از خانه خارج شده بود. نکته قابل توجه در این پرونده، قطع ارتباط این دختر با برادرش طی دو سال گذشته بود که نشاندهنده تنشهای داخلی خانواده است. در نهایت، با تکیه بر شواهد فیزیکی و تناقضات زمانی، متهم به جنایت اعتراف کرد.