
هورویتر، دستیار پیشین معاون وزیر جنگ آمریکا، در مقالهای برای نشریه فارن افرز اذعان کرد که علیرغم هدف قرار گرفتن هزاران نقطه در ایران توسط ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، نظام حاکم بر این کشور پس از گذشت بیش از شش ماه همچنان پابرجا است. او تأکید میکند توانایی ایران در مسدود کردن تنگه هرمز، قیمت انرژی را در سطح جهانی بالا برده و نفوذ سیاسی تهران را تقویت کرده است.
ستونهای پایداری و مقاومت ایران
بر اساس این تحلیل، پایداری ایران در برابر فشارها به سه عامل کلیدی بازمیگردد:
- آمادگی عملیاتی برای رویارویی با جنگهای احتمالی طولانیمدت.
- ساختار منعطف برای بازسازی سریع حکومتی و مدیریت واردات کالاها.
- ذخایر گسترده از پهپادها و موشکهای ارزانقیمت.
این تجهیزات به ایران اجازه داده تا خسارات سنگینی به زیرساختهای منطقهای و پایگاههای آمریکا وارد کند و در نتیجه، هزینه هرگونه جنگافروزی را برای طرف مقابل افزایش دهد.
تغییر معادله: حمله ارزانتر از دفاع
منطق قدیمی برتری نظامی اکنون جابهجا شده است؛ به گونهای که حمله ارزانتر از دفاع تمام میشود. هورویتر به تضاد فاحش هزینهها اشاره میکند: یک پهپاد «شاهد ۱۳۶» با هزینه تولید حدود ۳۵ هزار دلار، میتواند با موشکهای پاتریوت چهار میلیون دلاری آمریکا مقابله کند. تداوم این رویارویی برای ارتشهای جهان از نظر اقتصادی ناپایدار است، زیرا استفاده از سامانههای گرانقیمت برای مقابله با سلاحهای ارزان، در بلندمدت شکستخورده است.
بحران ساختاری در ارتش ایالات متحده
نویسنده مقاله نسبت به اعتماد بیش از حد ارتش آمریکا به هوش مصنوعی هشدار داد و دلیل اصلی ضعف واشینگتن را «کمبود حجم ذخایر تسلیحاتی» دانست. او معتقد است برتری تکنولوژیک به تنهایی کافی نیست و ارتش آمریکا به شدت بر سامانههای گرانقیمت مانند موشکهای تاماهاوک و جنگندههای F-35 تکیه کرده است.
در مقابل، مقابله با سلاحهای انبوه و دقیق، نیازمند تولیدات ارزانقیمت و سرعت بیشتر در بهکارگیری آنهاست. همچنین، ایجاد شبکه موشکی زیرزمینی و پراکنده کردن تأسیسات نظامی، نابودی کامل توان دفاعی ایران را برای آمریکا دشوار کرده است.