
جنایتی در سکوت ویلای اطراف تهران
داستان این پرونده به بهار سال ۱۳۹۷ بازمیگردد. در یکی از شهرهای اطراف تهران، گزارش قتل هولناک زنی میانسال در خانهای ویلایی به پلیس رسید. تیم جنایی با جسدی مواجه شد که دست و پایش با روسری و دهانش با چسب پهن بسته شده بود. وضعیت بههمریخته خانه و بررسیهای اولیه نشان میداد سارقان با ورود از بالکن، تمام دلارها، طلا و جواهرات این زن تنها را به سرقت بردهاند. دختر مقتول نخستین کسی بود که با پیکر بیجان مادرش روبهرو شد و موضوع را به پلیس گزارش کرد.
ردپای سارقان و هوشیاری یک شهروند
پلیس برای شناسایی متهمان به بازبینی دوربینهای مداربسته روی آورد. تصاویر نشان میداد سه جوان نقابدار با خودرویی پراید با پلاک سرقتی در نزدیکی محل توقف کردهاند و دو نفر از آنها نقشه سرقت را اجرا کردهاند. بررسیهای بعدی فاش کرد این گروه بهصورت سریالی از منازل سرقت میکنند.
نقطه عطف پرونده، هوشیاری یک شهروند بود. مردی در حال عبور از خیابان متوجه شد دو سارق نقابدار از دیوار یک ویلا بالا رفته و به حیاط پریدهاند. او بلافاصله با پلیس تماس گرفت و مأموران موفق شدند دزدان را دقیقا در حین سرقت دستگیر کنند. در بازجوییها مشخص شد این افراد همان کسانی هستند که در سرقت از خانه زن میانسال، او را به قتل رساندهاند.
دام شرکتهای هرمی و مسیر رستگاری
متهم اصلی جنایت، جوانی ۲۳ ساله بود که تا پیش از این هیچ سابقه کیفری نداشت. او در بازجوییها اعتراف کرد که در دام شرکتهای هرمی افتاده است. این جوان ابتدا تمام سرمایهاش را باخت و سپس با بدهیهای سنگینی روبهرو شد که او را به مسیر جرم کشانده بود.
در آستانه بازگشایی مدارس، اولیای دم مقتول با شرطی خاص از او گذشت. این شرط شامل موارد زیر بود:
- خرید لوازمالتحریر کامل برای ۳۰ دانشآموز در مناطق محروم و روستاهای دورافتاده.
- تعهد به تغییر مسیر زندگی.
این محکوم که حالا از مجازات مرگ گریخته، تصمیم گرفته است تحصیل کند و معلم شود تا بتواند بهصورت رایگان به کودکان نیازمند آموزش دهد و گناهان گذشتهاش را جبران کند.