
محمد درودیان، نویسنده و پژوهشگر دفاع مقدس، در نشستی تخصصی با عنوان «چرا جنگ ایران و عراق هشت سال طول کشید؟» به بررسی الگوهای رفتاری در آغاز و پایان نزاعهای نظامی پرداخت. او معتقد است جامعه معمولاً با این پیشفرض روبهروست که در مقاطع مختلف امکان پایان جنگ وجود داشته اما مسئولان از آن سر باز زدهاند؛ در حالی که از نگاه روششناختی، این پیشفرض جای بحث دارد.
چالش پایان دادن به مناقشات
درودیان ریشه مشکل را در تفاوت میان «شروع» و «پایان» یک مناقشه میبیند. او با مقایسه وقایع مختلف تاریخ معاصر، از تصرف سفارت آمریکا تا تنشهای اخیر با واشنگتن، این پرسش را مطرح میکند که چرا ایران در خاتمه بخشیدن به بحرانهایی که آغاز شدهاند، با دشواری روبهرو میشود. به باور او، این موضوع یک مسئله نظری است و تکرار آن در ماجراهای مختلف نشان میدهد که پایان دادن به یک جنگ همواره دشوارتر از آغاز آن است.
منطق توقف نبرد از دیدگاه کلاوزویتس
این پژوهشگر با استناد به نظریات کلاوزویتس توضیح داد که توقف هر نبردی تابعی از دو متغیر است: ادراک طرف مدافع و اهداف طرف متجاوز. زمانی که هدف متجاوز صرفاً تصرف زمین نیست و به دنبال براندازی نظام است، آتشبس بدون تضمینهای قطعی برای عدم تکرار تجاوز، عملاً غیرممکن میشود و هرگونه توقف زودرس، ریسک تکرار حمله را افزایش میدهد.
سه دلیل رد قطعنامه ۴۷۹ شورای امنیت
درودیان در تحلیل تاریخی خود، علت رد قطعنامه ۴۷۹ شورای امنیت (صادره در ۶ مهر ۱۳۵۹) را نادیده گرفتن سه مطالبه بنیادین و تغییرناپذیر ایران برشمرد. او تأکید کرد که این قطعنامه در سه محور اصلی دچار نقص بود:
- عدم محکومیت متجاوز:متن قطعنامه در شناسایی و محکوم کردن صریح طرف متجاوز مسکوت مانده بود.
- شرط عقبنشینی:قطعنامه بر عقبنشینی ارتش متجاوز به مرزها پیش از برقراری آتشبس تأکید نکرد. پذیرش آتشبس در شرایط اشغال خاک، به معنای تثبیت حضور دشمن و خروج نیروهای مردمی از جبههها بود.
- مسئله غرامت:موضوع غرامتهای جنگی در این سند پیشبینی نشده بود.