
شکاف میان هزینه و درآمد؛ بنبست تولید
بخش تولید سنگآهن در ایران با دو چالش بنیادین دستوپنجه نرم میکند: از یک سو توجیه اقتصادی کسبوکار از بین رفته و از سوی دیگر، کمبود فیزیکی عناصر و نهادههای تولید، چرخ معادن را کند کرده است. توازن مالی بنگاههای معدنی به دو متغیر قیمت تمامشده و نرخ فروش وابسته است، اما در ماههای اخیر هر دو متغیر تحت فشارهای غیرمتعارفی قرار گرفتهاند.
اعمال مدلهای قیمتگذاری دستوری بر محصولات بالادستی مانند کنسانتره و گندله در بورس کالا، درآمد معادن و واحدهای فرآوری را بهشدت کاهش داده است. در مقابل، هزینههای تولید به دلیل تورم عمومی و جهش قیمت سوخت و مواد ناریه، رشدی فزاینده داشته است. این وضعیت باعث شد واحدهای معدنی با تابآوری مالی پایین، یا حجم استخراج را کم کنند و یا بهطور کامل تعطیل شوند.
شوک قیمتی گازوئیل و تناقض سیاستها
بحران سوخت یکی از جدیترین ضربات به بخش معدن است. بررسیها نشان میدهد نرخ گازوئیل ارائهشده به معادن با جهشی بیسابقه روبرو شده است:
- نرخ گازوئیل برای معادن کوچکمقیاس حدود ۵۰ برابر افزایش یافته است.
- نرخ گازوئیل برای معادن بزرگمقیاس تا ۱۴۰ برابر رشد داشته است.
نکته قابل تامل این است که کل مصرف گازوئیل بخش معدن تنها ۲ درصد از مجموع مصرف این سوخت در کشور است. این فشار قیمتی در حالی اعمال میشود که سیاستهای کلان دولت بر جایگزینی «معدن به جای نفت» تاکید دارد، اما واقعیتهای اجرایی با این شعار در تضاد است.
اتهام قاچاق و واقعیت بازار آزاد
عسکریزاده، دبیر انجمن سنگآهن، به برچسب «مقصد قاچاق» اشاره کرد که برخی به بخش معدن میزنند. او تاکید میکند معدنکاران به دلیل سهمیههای ناکافی، ناچارند نیاز خود را با قیمتهای گزاف از بازار آزاد تامین کنند. سوخت نه بر اساس ظرفیت واقعی استخراج تحویل داده میشود و نه نرخهای تعیینشده رقابتی هستند؛ وضعیتی که بیشترین آسیب را به واحدهای کوچک و متوسط وارد کرده و توازن باطلهبرداری را در این معادن برهم زده است.