جلال چراغی، کارشناس مسائل سیاسی منطقه، با اشاره به تناقضهای ماهیتی پیمان مکه و کارکرد آن در شرایط فعلی یمن و منطقه، به ایلنا گفت: این پیمان دفاعی میان
عربستان سعودی، ترکیه و
پاکستان را نمیتوان صرفاً یک توافق نظامی متعارف دانست. برای اینکه یک پیمان مشترک، بهویژه یک پیمان نظامی و دفاعی، کارکرد واقعی داشته باشد، باید حداقل یک فرض مشخص درباره دشمن یا تهدید مشترک اعضای آن وجود داشته باشد؛ اما در مورد پیمان مکه چنین فرضی با مجموعهای از تناقضهای راهبردی مواجه است.
چراغی به این نکته اشاره کرد که دشمن یا دشمنان
عربستان در شرایط فعلی و در مواردی با دوستان و متحدان
پاکستان یا ترکیه همپوشانی دارند. این مسئله یکی از مهمترین تناقضهای موجود در ساختار پیمان مکه است. برای مثال، اگر رویارویی دیگری میان هند و
پاکستان رخ دهد، عربستان چه خواهد کرد؟ هند از یک سو روابط نزدیکی با
اسرائیل دارد و از سوی دیگر متحد آمریکا محسوب میشود؛ در این شرایط آیا عربستان بدون چراغ سبز آمریکا میتواند به پاکستان کمک تسلیحاتی کند؟ آیا میتواند تسلیحاتی را که آمریکا در اختیارش قرار داده یا قرار خواهد داد، در اختیار پاکستان بگذارد تا علیه هند، یعنی کشوری که با آمریکا روابط راهبردی دارد، استفاده شود؟
این تحلیلگر مسائل سیاسی همچنین به ترکیه اشاره کرد. ترکیه عضو ناتو است. اگر درگیری میان هند و پاکستان رخ دهد، آیا ترکیه میتواند با استفاده از ظرفیتهای خود به پاکستان کمک کند؛ در حالی که هند نیز با کشورهای غربی و آمریکا روابط نزدیک دارد؟ پاسخ این سوالات روشن است و بنابراین، در ساختار پیمان مکه تناقضهایی وجود دارد که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
چراغی افزود: ممکن است هدف عربستان الزاماً ایجاد یک پیمان دفاعی متعارف نباشد، بلکه تلاش برای کشاندن ترکیه و پاکستان به سمت خود و جلوگیری از نزدیکتر شدن این دو کشور به بازیگران دیگری مانند ایران باشد. این تحلیل نشان میدهد که ریاض میتواند از ظرفیتهای پیمان مکه برای تضعیف برخی متحدان خود استفاده کند.