به گزارش گروه
روانشناسی رکنا، خودگویی مثبت به معنای مدام گفتن همه چیز عالی است نیست. بلکه در مواجهه با چالشها و فشارهای زندگی، با خودمان دقیق و محترمانه صحبت میکنیم. این گفتگو داخلی میتواند بر نحوه تجربه استرس و تنظیم احساسات ما تاثیر بگذارد، اما به یاد داشته باشید که افکار مثبت به تنهایی درمان بیماریهای جسمی یا روانی نیستند.
خودگویی چیست؟ در واقع، خودگویی به جریان کلماتی گفته میشود که ذهن ما برای تفسیر اتفاقات، برنامهریزی و هدایت رفتار شکل میدهد. این گفتگوها میتوانند خودکار باشند؛ مثلاً بعد از یک اشتباه، ذهن بلافاصله میگوید 'باز هم خراب کردم'. یا هدفمند؛ فرد در موقعیت دشوار با خودش فکر میکند و مسئله را به بخشهای کوچکتر تقسیم میکند.
به سه نوع اصلی خودگویی میتوان اشاره کرد: خودگویی خودکار که واکنش سریع و هیجانی ذهن است، خودگویی هدفمند که به بررسی آگاهانه یک موقعیت کمک میکند و خودگویی راهبردی که برای تمرکز، آرامش یا هدایت رفتار استفاده میشود.
تفاوت با مثبتاندیشی اجباری: مثبت بودن هر جمله لزوماً به معنای مفید بودن آن نیست. اگر فرد قبل از جلسه مهمی بگوید 'من قطعا بهترین خواهم بود'، این جمله لزوماً او را برای مقابله با اضطراب یا احتمال اشتباه آماده نمیکند. خودگویی سازنده باید تا حد امکان باورپذیر، مشخص و قابل اجرا باشد. به عنوان مثال، خودگویی منفی میتواند این باشد: 'من همیشه در جلسه خراب میکنم'. مثبتاندیشی غیرواقعی نیز میتواند این جمله را تکرار کند: 'جلسه قطعا بی نقص خواهد بود'. اما خودگویی سازنده میتواند چنین باشد: 'ممکن است مضطرب شوم؛ نکات اصلی را تمرین میکنم و از یادداشت کمک میگیرم'. تفاوت در اینجاست که جمله سوم اضطراب را انکار نمیکند، بلکه فرد احتمال دشواری را میپذیرد و همزمان یک اقدام مشخص برای
مدیریت آن پیدا میکند.
الگوهای خودگویی منفی: گفت و گوی درونی ناسالم اغلب شامل الگوهای فکری خاصی میشود که یک اتفاق محدود را با معنایی بسیار بزرگتر تفسیر میکنند. یکی از این الگوها، تعمیم افراطی است.