
ناپدید شدن نیما و آغاز تحقیقات
چند سال پیش، زن میانسالی به پلیس مراجعه کرد و از ناپدید شدن پسر جوانش، نیما، خبر داد. نیما در حین بازگشت به خانه ناپدید شده بود و از آن زمان هیچ ردی از او به دست نیامده بود. پلیس بلافاصله تحقیقات را آغاز کرد، اما در ابتدا به نتیجهای نرسید.
ردیابی تلفن همراه نیما
خانواده نیما متوجه شدند که تلفن همراه او روشن شده و در اختیار مردی غریبه قرار دارد. برادر نیما به مأموران گفت: «یکی از دوستان نیما به من خبر داد که تلفن او روشن شده است. خودم با شماره تلفن تماس گرفتم و مردی پاسخ داد و گفت این گوشی را پیدا کرده است.»
دستگیری یاسر و همسرش
ردیابی تلفن همراه سرنخ مهمی برای پلیس بود. مأموران موفق شدند یاسر، مردی که تلفن نیما در اختیارش بود، شناسایی و دستگیر کنند. همسر یاسر نیز به دلیل تناقضگوییهایش بازداشت شد و تحقیقات از این زوج برای کشف سرنوشت نیما ادامه یافت.
اعتراف به قتل و تغییر اظهارات
یاسر در جریان تحقیقات به قتل نیما اعتراف کرد و مدعی شد انگیزهاش از این جنایت سرقت اموال مقتول بوده است. او گفت که پس از قتل، جسد نیما را در محدوده پردیس رها کرده است. اما پس از آنکه مأموران موفق به کشف جسد نشدند، یاسر اظهارات قبلی خود را پس گرفت و منکر ارتکاب قتل شد.
محاکمه و درخواست قصاص
با جمعآوری مدارک و شواهد مختلف، پرونده تکمیل و کیفرخواست صادر شد. صبح امروز، یاسر در شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران پای میز محاکمه رفت. در ابتدای جلسه، مادر نیما با حضور در دادگاه خواستار قصاص متهم شد و گفت: «من همچنان بر خواسته خود باقی هستم و حاضر به گذشت نیستم.»
تکذیب اتهام توسط متهم
یاسر در جایگاه قرار گرفت و در پاسخ به سؤال قاضی درباره اتهام قتل عمد و سرقت گفت: «این اتهام را قبول ندارم. من هیچ رفاقت، آشنایی یا دوستی با مقتول نداشتم.» قاضی از او پرسید: «پس چرا در تحقیقات به قتل نیما اعتراف کردی؟» و یاسر در پاسخ گفت: «هرچه درباره قتل گفتهام، دروغ بوده است.»