
چالشهای سیاستگذاری اجتماعی
سید جواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی، در یادداشتی به بررسی تاریخچه سیاستگذاری عمومی و نظامهای رفاهی پرداخته است. او میگوید که این سیاستها قرنها تحت تأثیر رویکردهای دولتمحور و سازمانگرا قرار داشتهاند. این انگاره سنتی بر این فرض استوار است که تمامی مسائل انسانی باید از طریق بوروکراسیهای متمرکز و دیوانسالاریهای دولتی حل شوند.
پیامدهای رویکرد سنتی
حسینی به پیامدهای منفی این رویکرد اشاره کرده و میگوید که این سیاستها منجر به ایجاد سازوکارهای اداری سنگین و پرهزینه شدهاند. این دستگاهها به جای حل مسائل اجتماعی، به بازتولید مشکلات و افزایش هزینههای خود پرداختهاند.
آسیبهای اجتماعی ناشی از دولتگرایی
دو آسیب عمده در این زمینه به وجود آمده است:
- تفکیک نهادی و مرکزمحوری مفرط که نیازمندان و آسیبدیدگان را در آسایشگاهها و مراکز اقامتی ایزوله کرده است.
- یارانهپردازی تسکینی که افراد را به دریافتکنندگان خاموش اعانه تبدیل کرده است.
ضرورت تغییر رویکرد
حسینی بر این باور است که این رویکردها باعث تضعیف اعتماد به نفس بومی و فرسایش حیات اجتماعی شدهاند. او به نظریههای نوین توسعه و رفاه اجتماعی اشاره کرده و تأکید میکند که رفاه پایدار تنها از طریق گسترش عاملیت و توانمندی افراد جامعه امکانپذیر است. به گفته او، پژوهشهای رابرت پاتنام درباره سرمایه اجتماعی نشان میدهد که.