
ریشه اندوه در فلسفه ابنمسکویه
اندوهها و غصههای انسانی را میتوان بر اساس تعبیر ابنمسکویه در کتاب «تهذیبالاخلاق و تطهیرالاعراق»، دردهای نفسانی یا «المها» دانست. این وضعیت زمانی رخ میدهد که انسان یا محبوبی را از دست میدهد و یا به مطلوب مورد نظرش دست نمییابد. در واقع، گسست میان خواستهها و داشتهها، رنجی را بر جان آدمی میافکند که پرسش بنیادین درباره چاره این وضعیت را ایجاد میکند.
سه رویکرد متفاوت به شادی و نشاط
برای عبور از رنج، میتوان به آموزههای سه تن از بزرگان ادبیات و عرفان ایران تکیه کرد که هر یک مسیر متفاوتی را پیشنهاد میدهند:
- سعدی:او معتقد است دلبستگی به چیزهای ناپایدار درست نیست. سعدی نشاط زندگی را در عشق بیطیش و غنیمت شمردن لحظات یافت. او با وجود درویشی، هرگز عریانی خواهشهایش را در دلبستگی به محبوب زمینی نپوشاند و خوش زیست.
- حافظ:لسانالغیب برخلاف صراحت سعدی، در هالهای از رمز و راز و طلسمهای کلامی حرکت کرد. حافظ خویشتن و سخنانش را در پیچی انداخت تا هر کس به او تفأل زند، بسته به نیت خود، پاسخی شادمانه دریافت کند.
- مولوی:او مفهوم «ابنالوقت» بودن را علاج طیش عیش میداند. مولوی بر این باور است که انسان باید در ترقّص دمغنیمتی باشد و از اضطراب برای فردای نامعلوم بپرهیزد.
چرا سبک زندگی سعدی اولویت دارد؟
نویسنده با نگاهی به تجربیات زیسته خود، در نهایت سبک زندگی سعدی را بر دیگر مدلها ترجیح میدهد. سعدی نمونهای از تابآوری در برابر ناملایمات است؛ او که در کودکی از پدر وامانده بود، در نظامیه آموزش دید و با تقیه و وقایه توانست جان خود را از بلای مغولان نجات دهد.
سفرهای گسترده سعدی در جغرافیای زمانهاش، گواهی بر این مدعاست که او با پذیرش واقعیتهای دنیا، از شرق تا غرب را نوردید. او در نقاط مختلفی حضور یافت، از جمله:
- بامیان و بلخ
- خیمه ازبکان و دیاربکر
- بازار شام و روم (جایی که برای مدتی در دام افرنگیان و در وضعیت بردگی قرار گرفت)
- جزیره کیش و نشستن در کنار تاجران
این تجربه زیسته و پذیرش رنجهای مسیر، در نهایت منجر به رسیدن او به جرعههای سلامت عیش شد و همین رویکرد عملی را میتوان به عنوان الگویی برای زندگی امروز به کار بست.