
استراتژی «چمنزنی»؛ توهم پیروزی واشنگتن
پس از وقفهای یکماهه، عملیات نظامی و حملات متقابل بار دیگر شدت گرفته است؛ اما تحلیل میدان نبرد نشان میدهد واشنگتن هیچ گامی به اهداف اولیه خود نزدیک نشده است. مارک استون در تحلیل تازهای اشاره کرد که مقامات آمریکایی اکنون رویکرد خود در برابر ایران را با اصطلاح «چمنزنی» توصیف میکنند. این تعبیر که ریشه در ادبیات نظامی رژیم صهیونیستی در مواجهه با فلسطینیان دارد، بیش از هر چیز گویای فقدان یک راهبرد بلندمدت است.
رویکرد «چمنزنی» ذاتاً تکرارپذیر است و هر بار باید اجرا شود تا اثرات موقتی داشته باشد. نفس استفاده از این واژه ثابت میکند که ایران همچنان در میدان حضور دارد و توان ادامه نبرد را حفظ کرده است. در ابتدای جنگ، واشنگتن پیروزی را در شکست کامل ایران میدید، اما اکنون تغییر رویه آمریکا نشان میدهد که دیگر چنین هدفی را دنبال نمیکند. در مقابل، تهران تعریف پیروزی را در دفاع و تداوم مقاومت یافته و بهطور آشکار این توانمندی را در اختیار دارد.
تنش در زنجیره تأمین و تخلیه ذخایر تسلیحاتی
جنگ طولانیمدت، فشار بیسابقهای بر توان تسلیحاتی ایالات متحده وارد کرده است. گزارشها از کاهش شدید ذخایر تسلیحاتی آمریکا حکایت دارد و همین موضوع باعث شده شرکتهای بزرگ صنایع دفاعی این کشور برای تأمین نیازهای دولت دونالد ترامپ، سرعت و ظرفیت تولید خود را به حداکثر برسانند. این تلاش برای جبران کمبودها، نشاندهنده فرسایشی بودن وضعیت نظامی آمریکا در این درگیری است.
بحران انرژی و واقعیتهای تنگه هرمز
ادعاهای واشنگتن درباره عادی شدن جریان انرژی در تنگه هرمز با واقعیتهای موجود همخوانی ندارد. هرچند مقداری نفت خام از این آبراه عبور میکند، اما حجم انتقال انرژی با سطح پیش از جنگ فاصله زیادی دارد. وضعیت در بخشهای دیگر بحرانیتر است:
- محمولههای گاز طبیعی مایعشده (LNG) تقریباً بهطور کامل متوقف شدهاند.
- انتقال فرآوردههای نفتی پالایششده از تنگه هرمز به شدت کاهش یافته است.
پیامد این اختلالات تنها محدود به بازار جهانی نیست؛ ذخایر راهبردی نفت آمریکا در پی کمبودهای ناشی از جنگ ترامپ، به پایینترین سطح خود از سال 1982 میلادی رسیده است. این رکورد تاریخی، عمق بحران انرژی داخلی آمریکا را در سایه تنشهای منطقهای به نمایش میگذارد.