
معمای جسد در افسریه و تلاش برای جعل صحنه
تیرماه سال ۱۴۰۱ بود که کشف جسد مردی ۳۲ ساله در حوالی افسریه تهران، کارآگاهان جنایی را به تکاپو انداخت. بررسیهای اولیه نشان داد مقتول با ضربات چاقو به قتل رسیده است. جسد بلافاصله به دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد تا ابعاد دقیق جنایت روشن شود.
کالبدشکافی و بررسیهای تخصصی لایه دیگری از ماجرا را فاش کرد؛ مقتول سابقه اعتیاد داشت و پیش از مرگ، چندین بار به او مواد مخدر تزریق شده بود. این نکته حساس، احتمال یکای طراحی را تقویت کرد: عاملان جنایت قصد داشتند قتل را به شکل یک اوردوز ساده جلوه دهند تا ردپای خود را بپوشانند.
ردیابی تماسها و افشاگری زن جوان
پلیس برای پیدا کردن سرنخ، سراغ تلفن همراه مقتول رفت. تحلیل تماسهای روز حادثه، ردپای یک زن جوان را برجسته کرد که پس از شناسایی، بازداشت شد. این زن در بازجوییها روایتی تکاندهنده از رابطه خود با مقتول ارائه کرد.
او مدعی شد سالها پیش، در حالی که دختر خردسالش همراهش بود، به عنوان مسافر سوار خودرویی شد. راننده (مقتول) با ترفند تعارف آبمیوه، او را بیهوش کرده و مورد آزار قرار داد. مقتول نهتنها به این جنایت بسنده نکرد، بلکه با تهیه عکس و فیلم از این اتفاق، زن را تحت فشار گذاشت و از او اخاذی میکرد.
اتحاد خانواده برای انتقام
زن جوان از ترس، ابتدا موضوع را از همسرش پنهان کرد، اما برادرش متوجه وضعیت روحی糟糕 او شد. پس از اعتراف زن به آزارها و تهدیدهای مقتول، برادرش تصمیم گرفت انتقام بگیرد. مدتی بعد، همسر زن نیز از ماجرا مطلع شد و هر سه نفر روی نقشهای برای به دام انداختن مقتول توافق کردند.
بر اساس اظهارات متهمان، مقتول برای بازپس دادن فیلمها و عکسها، مبلغ ۱۰ میلیون تومان پول درخواست کرده بود. همین درخواست، فرصتی شد تا آنها برای مقتول قرار ملاقات تعیین کنند و او را به محل قتل بکشانند.
ابعاد حقوقی؛ بررسی وضعیت «مهدورالدم»
در لایههای نهایی پرونده، بحث حقوقی بر سر نوع مجازات متهمان است. قضات دیوان با شکستن حکم قصاص، پرونده را برای بررسی ادعاهای آزار و اذیت باز کردهاند. محور اصلی این بررسی، تطبیق مصادیق قانون مجازات اسلامی با واقعیتهای پرونده است تا مشخص شود آیا مقتول در شرایطی بوده که خون او «مهدورالدم» تلقی شود یا خیر.