
ترامپ با دکترین «آمریکا اول» بازمیگردد. او پیش از این صراحتاً اعلام کرده بود که نگاهش به پیمانهای نظامی و تجاری، بر اساس سود مستقیم ایالات متحده است. این رویکرد، متحدان سنتی آمریکا در اروپا را در وضعیتی دشوار قرار داده است. آنها حالا میبینند که چتر امنیتی واشنگتن دیگر مانند گذشته قابل اتکا نیست و هر لحظه ممکن است با یک توییت یا تصمیم ناگهانی، تغییر کند.
تضاد منافع در ناتو: فراتر از بودجه
ترامپ سالهاست که از هزینههای ناتو گله میکند. او بر این باور است که کشورهای اروپایی بیش از حد به آمریکا تکیه کردهاند و باید سهمیه ۲ درصدی بودجه دفاعی خود را از تولید ناخالص داخلی پرداخت کنند. در غیر این صورت، حمایت واشنگتن را از دست خواهند داد.
این تهدید، بحثهای جدی را در پایتختهای اروپایی شعلهور کرده است. رهبران اروپا دیگر نمیخواهند در وضعیت انتظار بمانند. آنها متوجه شدهاند که وابستگی مطلق به ارتش آمریکا، یک نقطه ضعف استراتژیک است. بحث درباره ایجاد یک «ارتش واحد اروپایی» یا دستکم تقویت قابلیتهای دفاعی مستقل، از حالت نظری خارج شده و به اولویتهای اجرایی تبدیل شده است.
سایه تعرفهها بر اقتصاد اروپا
جنگ تجاری، سلاح مورد علاقه ترامپ است. او تهدید کرده است که برای کاهش کسری تجاری آمریکا، تعرفههای سنگینی بر کالاهای وارداتی، به ویژه خودروهای آلمانی و محصولات صنعتی اروپا، وضع خواهد کرد. بروکسل میداند که هرگونه درگیری تجاری با واشنگتن، رشد اقتصادی منطقه را که همین حالا هم کند است، بیشتر تضعیف میکند.
با این حال، سیاست «تسلیم بیقید و شرط» دیگر در دستور کار نیست. اتحادیه اروپا در حال آمادهسازی ابزارهای متقابل برای پاسخ به احتمالی تعرفهها است تا ترامپ را متقاعد کند که هر ضربهای به اقتصاد اروپا، بازگشتهای دردناکی برای تولیدکنندگان آمریکایی خواهد داشت.
استراتژی بقا؛ اتکا به خود یا مذاکره؟
امانوئل مکرون و اولاف شولتس روی مفهوم «خودکفایی استراتژیک» تأکید دارند. هدف آنها ساده است: کاهش وابستگی در زنجیره تأمین مواد حیاتی و تکنولوژیهای نظامی. اروپا میخواهد در برابر پیشبینیناپذیری ترامپ، از موضع قدرت مذاکره کند، نه از موضع نیاز.
- افزایش بودجههای دفاعی ملی برای کاهش تکیه بر تجهیزات آمریکایی.
- تنوع بخشیدن به شرکای تجاری برای کاهش ضربات احتمالی جنگ تعرفهها.
- تقویت همکاریهای امنیتی دروناروپایی برای مدیریت بحرانها بدون حضور مستقیم واشنگتن.
این تقابل، معمای اصلی سالهای پیشرو است. آیا اروپا میتواند در زمان کوتاهی به استقلال امنیتی برسد یا فشار ترامپ، شکافهای داخلی اتحادیه اروپا را عمیقتر میکند؟