
تضاد آمارها و واقعیت کف بازار
شاخصهای رسمی از یک سو رکود تورمی را نشان میدهند و از سوی دیگر، فعالان بازار در فایلهای خرید و فروش، حقیقتی متفاوت را میبینند. مسکن در اقتصاد ایران فراتر از یک کالای مصرفی، مهمترین دارایی بسیاری از خانوارها و ابزاری کلیدی برای حفظ ارزش سرمایه است. همین ویژگی باعث شده قیمتها حتی در زمان رکود، به راحتی پایین نیاید.
فشار دوطرفه بر سازندگان و خریداران
سازندگان اکنون در وضعیتی دشوار قرار دارند. افزایش هزینههای ساخت از یک طرف و کاهش قدرت خرید متقاضیان از طرف دیگر، آنها را نسبت به آغاز پروژههای جدید محتاط کرده است. این فشار دوطرفه باعث شده هم عرضه و هم تقاضا در بازار مسکن تحت فشار قرار بگیرند و چرخه ساختوساز دچار اختلال شود.
بنبست مالی خانوارهای ایرانی
اقتصاد خانوارها با محدودیتهای شدیدی روبهرو است. درآمدها با واقعیتهای جامعه همخوانی ندارد و بخش بزرگی از بودجه خانوادهها صرف هزینههای جاری میشود. در این میان، نوسانات نرخ ارز فشار را دوچندان کرده است. خریداران حتی در صورت ثبات قیمتها، منابع کافی برای تامین آورده خرید خانه ندارند و قدرت پسانداز آنها به شدت کاهش یافته است.
چرا معاملات متوقف شدهاند؟
رکود فعلی را نمیتوان تنها با کاهش تعداد معاملات تعریف کرد. در پشت هر معاملهای که انجام نشده، خانوادهای است که توان مالی ورود به بازار را ندارد یا ناچار شده خرید خود را به آینده موکول کند. از سوی دیگر، فروشندگان حاضر نیستند ملک خود را با قیمتی پایینتر از انتظاراتشان عرضه کنند.
نتیجه این تقابل، بازاری است که در آن:
- قیمتها در سطوح بالا باقی ماندهاند.
- تعداد معاملات با ظرفیت بالقوه بازار فاصله زیادی دارد.
- نااطمینانی نسبت به آینده، تصمیم برای خرید را پیچیده کرده است.