
هوش مصنوعی پیشفرضهای بنیادین مالکیت فکری را به لرزه درآورده است. در حالی که قانون کپیرایت برای حمایت از تلاش و خلاقیت انسانها طراحی شده، ظهور ابزارهای تولیدکننده محتوا ما را به بازنگری در مفهوم مالکیت واداشته است. آنا مونرو، پژوهشگر دکتری حقوق چاپ موسیقی در دانشگاههای بانگور و لیپپول هوپ، در تحلیل خود به این نکته اشاره میکند که آثار تولیدشده توسط AI همین حالا در بازار پخش، مجوز دریافت و فروخته میشوند، اما وضعیت حقوقی آنها در هالهای از ابهام است.
سد قانونی: خالق باید انسان باشد
در حال حاضر، اکثر نظامهای حقوقی جهان اجازه نمیدهند ماشینها صاحب حق کپیرایت باشند. کانون توجه قوانین همچنان بر خلاقیت انسانی است و هرگونه اثر بدون دخالت مستقیم انسان، از دایره حمایت قانونی خارج میماند.
- رویکرد ایالات متحده:در سال ۲۰۲۳، دادگاه فدرال در پرونده جنجالی «تایلر در برابر پرلموتر» تأکید کرد که ثبت کپیرایت منوط به حضور یک خالق انسانی است.
- رویکرد اتحادیه اروپا:دیوان دادگستری اروپا اصالت یک اثر را در گرو «آفرینش فکری مختص به مؤلف» میداند و پذیرفته نیست که یک الگوریتم، مؤلف باشد.
تغییرات قانون؛ سنتی که تکرار میشود
شاید در نگاه اول به نظر برسد که پرونده مالکیت AI بسته شده است، اما تاریخچه کپیرایت روایت دیگری دارد. قوانین مالکیت فکری هرگز بر اساس یک نظریه ثابت رشد نکردهاند، بلکه همواره خود را با فناوریهای نوین و فشارهای بازار تطبیق دادهاند.
هوش مصنوعی نخستین فناوری ساختارشکنی نیست که قانون را به چالش بکشد. ظهور فناوری ضبط صدا در سالهای دور، شوک مشابهی به دنیای هنر وارد کرد. در آن زمان هم بحثهای شدیدی بر سر این بود که آیا صدای ضبطشده یک اثر هنری است یا صرفاً یک بازتاب مکانیکی. در نهایت، قانون تغییر کرد تا واقعیتهای تجاری و فنی جدید را بپذیرد. احتمالاً در مورد هوش مصنوعی نیز، فشار بازار و گسترش استفاده از این ابزارها، قانونگذاران را مجبور به بازتعریف مفهوم «خالق» خواهد کرد.