
تلاقی منافع در محور ریاض-آنکارا-اسلامآباد
این پیمان تنها یک توافق روی کاغذ نیست، بلکه حاصل سلسلهای از تحرکات عملیاتی و مالی است. قرارداد ۳.۱ میلیارد دلاری برای خرید پهپادهای آکینجی و اجرای برنامههای آموزش مشترک، پیشدرآمدی برای این ائتلاف رسمی بود. هر یک از بازیگران این مثلث با انگیزههای متفاوتی وارد این بازی شدهاند و هدف نهایی آنها ایجاد یک بلوک قدرتمند منطقهای است.
ترس ریاض از آسیبپذیریهای امنیتی
عربستان سعودی در سالهای اخیر با واقعیتی تلخ روبرو شده است: وابستگی شدید به یک شریک امنیتی واحد، لزوماً تضمینکننده امنیت نیست. این ادراک از آسیبپذیری، ریشه در وقایع میدانی دارد. حمله به تأسیسات آرامکو در سال ۲۰۱۹ و خروج سامانههای پاتریوت در سال ۲۰۲۱، زنگ خطر را برای ریاض به صدا درآورد. اوج این نگرانیها با موج حملات سال ۲۰۲۶ حوثیها به تأسیسات نفتی این کشور نمایان شد؛ اتفاقاتی که نشان داد حفرههای امنیتی ریاض همچنان باز است و او نیازمند تنوعبخشی راهبردی در تامین امنیت است.
بازارهای دفاعی ترکیه و جایگاه پاکستان
آنکارا از این پیمان به عنوان پلی برای نفوذ در خلیج فارس و تثبیت بازارهای صادراتی صنایع دفاعی نوپای خود استفاده میکند. برای ترکیه، تزریق سرمایه سعودی به صنایع نظامی، فرصتی برای رشد سریعتر و تثبیت جایگاهش در ناتو و منطقه است.
در سوی دیگر، پاکستان با تکیه بر پشتیبانی مالی ریاض، میکوشد نقش خود را به عنوان یک بازیگر امنیتی کلیدی در معادلات فراتر از شبهقاره تثبیت کند. اسلامآباد با حضور در این پیمان، موقعیت خود را به عنوان مکمل امنیتی در این مثلث تعریف میکند.
در مجموع، این ائتلاف بر پایه محورهای زیر شکل گرفته است:
- عربستان سعودی:تأمین تمکن مالی و کاهش وابستگی امنیتی.
- ترکیه:ارائه صنعت دفاعی پیشرو و گسترش نفوذ ژئوپلیتیک.
- پاکستان:بهرهگیری از توان هستهای و ارتقای موقعیت منطقهای.