
موازنه قدرت در سطح جهانی دستخوش تغییری بنیادین شده است. دیگر بازدارندگی از طریق ایجاد تعادل در تهدیدها کارآمد نیست؛ اکنون اولویت جهان، پایین آوردن سطح خطر برای شبکههای زنجیره ارزش جهانی است. در این فضای جدید، رویکردهای سنتی ژئوپلیتیک جای خود را به ژئواکونومیک دادهاند و جهان بر پاشنه اقتصاد شبکه میچرخد.
ضرورت حکمرانی امنیت شبکهای در خلیجفارس
عباس آخوندی معتقد است ایران برای ایفای نقش مؤثر در این نظم تازه، باید چارچوبی برای «حکمرانی امنیت شبکهای» در منطقه خلیجفارس ایجاد کند. این مدل حکمرانی برخلاف الگوهای پیشین، نباید متکی بر تهدید باشد، بلکه باید بر پایه ایجاد اعتماد در صیانت از زنجیره ارزش جهانی بنا شود. چرا که امروز کشورهای متعددی در منطقه و جهان، سهمهای متفاوتی در این زنجیره دارند و امنیت آنها در گرو پایداری این شبکه است.
تله آسیبپذیری کشورهای میانی
تضعیف نظام لیبرال و ظهور نظمی که در آن کشورهای قدرتمند مستقیماً از زور استفاده میکنند، باورها را تغییر داده است. وقتی قدرتهای بزرگ برای منافع خود هر نظمی را زیر پا میگذارند، اعتماد به حقوق بشر و نظامهای لیبرال مخدوش میشود. این وضعیت کشورهای کوچک و میانی را در تلهای خطرناک انداخته است؛ آنها اکنون خود را در جهانی تنها و آسیبپذیر میبینند.
واقعگرایی در تحلیل قدرت آمریکا
در فضای رسانهای ایران، بحثهای زیادی درباره افول آمریکا و پایان دوران قدرت این کشور جریان دارد. اما برای رهایی از تله آسیبپذیری و تبدیل شدن به بازیگری قابل اعتنا، بازتعریف تصویر قدرتهای جهانی ضروری است. اغراق در تحلیل افول آمریکا مانع از درک درست واقعیتها میشود.
برای دستیابی به جایگاهی مؤثر در نظم آینده، دو محور تحلیلی باید دنبال شود:
- ترسیم تصویری واقعی و دقیق از وضعیت موجود نظم جهانی.
- پیشبینی تحولات ده تا بیست سال آینده و تعیین جایگاه ایران در این نظم نوین.
در نهایت، تنها با درک درست از موقعیت و قدرت واقعی خود در جهان است که میتوان از رویکردهای احساسی فاصله گرفت و نقشی مؤثر در معادلات جدید ایفا کرد.