
بحران بنزین در ایران تنها به مسئله مصرف گره نخورده است. مهیار رمضانخانی معتقد است ریشه اصلی این مشکل در ضعف تولید و نبود سرمایهگذاریهای لازم در سالهای گذشته نهفته است. در حال حاضر بخش عمدهای از نیاز بنزین کشور از پالایشگاههای خلیج فارس تأمین میشود؛ تمرکزی که از منظر امنیت انرژی، ریسکهای جدی را به همراه دارد.
مدیریت مصرف؛ فراتر از ابزار قیمت
تکیه صرف بر افزایش قیمت برای کنترل مصرف، رویکردی محدود است. میتوان ترکیبی از سیاستهای مدیریتی را به کار گرفت تا فشار کمتری به اقشار مختلف وارد شود. مدل پیشنهادی برای این وضعیت، اولویتبندی تأمین نیازهای عمومی و ضروری است تا سپس هزینه مصرف برای گروههای پرمصرف بهصورت پلکانی افزایش یابد؛ الگویی که پیش از این در بخشهای برق و گاز اجرا شده است.
شکست در گذار به انرژیهای جایگزین
نبود تنوع در سبد انرژی، یکی دیگر از مشکلات ساختاری ایران است. رمضانخانی اشاره کرد که فرصتهای متعددی برای حرکت به سمت خودروهای برقی وجود داشت، اما این مسیر بهدرستی دنبال نشد. حتی قانون واردات خودروهای برقی نیز به شکل مطلوب پیگیری نشده است.
کاهش میانگین مصرف سوخت خودروها از ۹ لیتر به ۴ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر، بهتنهایی میتواند بخش بزرگی از ناترازی فعلی را برطرف کند. با این حال، عدم بهرهبرداری از فرصتهای ارتقای کیفیت و کاهش مصرف، اکنون حل مسئله ناترازی را دشوارتر کرده است.
مرز خطرناک تورم ۷۰ درصدی
اقتصاد ایران اکنون در وضعیت تورم بسیار بالا قرار دارد. تحلیل ارقام نشان میدهد که عبور از یک نقطه بحرانی، شرایط را وخیمتر میکند:
- نرخ تورم سالانه:۶۶ درصد
- تورم نقطهبهنقطه:۸۷.۹ درصد
- مرز هشدار:عبور از ۷۰ درصد تورم
در صورت تداوم روند فعلی و عبور از مرز ۷۰ درصد، مدیریت اقتصاد و کنترل متغیرهای کلان با دشواری بسیار بیشتری روبهرو خواهد شد.