
تمدنسازی از دل یک پیمان
پیوند میان معنویت و سیاست در سیره نبوی با شبزندهداریها و خلوتهای پیامبر(ص) آغاز شد. این نیروی درونی، زیربنای هدایتی بود که قرار بود امتی را از تاریکی جاهلیت خارج کند. اما برای تبدیل این هدایت به یک ساختار اجتماعی، ابزاری به نام «بیعت» به میان آمد.
ابنخلدون در مقدمه خود، بیعت را پیمانی بر اطاعت میداند. در این قرارداد، بیعتکننده متعهد میشود که در امور شخصی و اجتماعی، تسلیم فرمانهای امیر باشد. این پیمان دوطرفه، ذهنیتی را که تنها به مرزهای قبیله محدود بود، درهم شکست و مردمان را به امتی واحد تبدیل کرد تا زمینه هجرت و تشکیل دولت فراهم شود.
ایستگاههای سرنوشتساز بیعت در تاریخ
تاریخ اسلام با نقاط عطفی از بیعتها گره خورده است که هر کدام مرحلهای از تکامل سیاسی و اجتماعی جامعه نخستین اسلامی را نشان میدهد:
- نخستین بیعتها:آغاز این مسیر با بیعت حضرت علی(ع) و حضرت خدیجه(س) شکل گرفت.
- بیعت عقبه:در سالهای دوازدهم و سیزدهم بعثت، مردانی از یثرب تشنه عدالت، پیمانی محکم برای حمایت از پیامبر بستند. این اتفاق تنها سه ماه بعد به هجرت و تأسیس دولت اسلامی منجر شد.
- بیعت رضوان:در سال ششم هجری، پیمانی رقم خورد که در قرآن کریم به رضایت خداوند اشاره شده است.
- فتح مکه:در نقطه پایانی، پیامبر(ص) از مردان و زنان تازهمسلمان بیعت گرفت تا ثبات اجتماعی در مکه تأمین شود.
دگرگونی فرم و ثبات جوهره
امروز جهان با بحرانهای هویت و فروپاشی ساختارهای اخلاقی روبروست. در چنین فضای متلاطمی، بازگشت به درک درست از مفهوم بیعت ضرورت مییابد. بیعت نمرده است، بلکه لباسش را تغییر داده است.
در ساختارهای سیاسی معاصر، صندوقهای رأی جایگزین کفدستها شدهاند و برگههای رأی، جایگزین بیعتنامههای شفاهی گشتهاند. با این حال، جوهره این اتفاق تغییری نکرده است؛ مردم با رأی خود به حاکمیت مشروعیت میبخشند و در مقابل، حاکم متعهد میشود که در چارچوب قانون و عدالت گام بردارد.