
ریشههای ساختاری؛ اعتیاد ۶۰ ساله به نفت
جعفر خیرخواهان، اقتصاددان، ریشه وضعیت فعلی معیشتی را در وابستگی شدید و طولانیمدت اقتصاد ایران به درآمدهای نفتی میداند. به گفته او، طی ۶۰ تا ۷۰ سال گذشته، اقتصاد کشور به شدت به صادرات نفت معتاد شده است. این وابستگی در کنار تحریمها، ضعف در سرمایهگذاری، مهاجرت گسترده نیروی انسانی و اتکا به سیاستگذاریهای کوتاهمدت، فشار را بر خانوارهای ایرانی دوچندان کرده است.
تولید در سایه؛ پیامدهای فربه شدن اقتصاد غیررسمی
محدودیتهای موجود در اقتصاد رسمی و تبعیضهای ساختاری، مردم و فعالان اقتصادی را به سوی بخشهای غیررسمی سوق داده است. خیرخواهان معتقد است گسترش اقتصاد غیررسمی نتیجه مستقیم ناکارآمدیهای سیستم رسمی است. این روند پیامدهای مخربی برای بدنه تولیدی کشور دارد:
- کاهش شدید بهرهوری در سطح کلان.
- تضعیف رشد بنگاههای اقتصادی.
- توقف یا کند شدن روند تحقیق و توسعه (R&D).
- افت کیفیت تولیدات داخلی.
فرسایش سرمایه اجتماعی و ریسک اعتراضات
از منظر جامعهشناختی، فشار اقتصادی تنها به کاهش قدرت خرید محدود نمیشود. امانالله قراییمقدم، جامعهشناس، تأکید میکند که اگرچه سرمایه اجتماعی ایران در برابر فشارهای اقتصادی تابآوری نشان داده، اما این وضعیت نمیتواند تا ابد ادامه یابد. تداوم مشکلات معیشتی، این سرمایه را به نقطه فرسایش میبرد.
او هشدار میدهد که فشار تورمی بر دهکهای پایین جامعه شدیدتر است. اگر اولویت اصلی سیاستگذاریها معیشت مردم قرار نگیرد، احتمال وقوع اتفاقات و اعتراضاتی وجود دارد که کنترل آنها برای هر سیستمی دشوار خواهد بود. در واقع، کوچک شدن سفره مردم در دهکهای پایین، مستقیماً با ثبات اجتماعی در ارتباط است.