
سایه غمی در میان درخشش جامها
رونالدینیو سالهاست که به عنوان یکی از تاثیرگذارترین بازیکنان تاریخ فوتبال شناخته میشود؛ مردی که لبخندش هرگز از چهرهاش نمیرفت و توپ را به گونهای کنترل میکرد که گویی بخشی از بدنش است. اما در پشت این لبخندهای همیشگی، حفرهای عمیق وجود دارد. او در صحبتهای اخیرش تأکید کرد که هیچ جام یا مدالی نتوانسته است جای خالی پدرش را پر کند.
بیاعتنایی به نقدهای سبک زندگی
بسیاری از منتقدان در سالهای اخیر به سبک زندگی و رفتارهای شخصی این ستاره برزیلی اشاره کردهاند. رونالدینیو اما با صراحت میگوید که این حرفها برای او اهمیتی ندارد. او فوتبال را برای لذت بازی کرد و در نهایت به تمامی اهداف ورزشیاش دست یافت. از نظر او، لذتی که از بازی برد و افتخاراتی که به دست آورد، هرگونه نقد بیرونی را بیمعنی میکند.
خاطرهای تلخ از یک رویای کودکی
یکی از تکاندهندهترین بخشهای صحبتهای رونالدینیو، بازگشت به دوران کودکی است. او خاطرهای را روایت کرد که سالهاست در ذهنش حک شده است: راه رفتن در کنار پدر و اشاره به خانهای زیبا. او در آن زمان به پدرش وعده داده بود که روزی چنین خانهای برایش بسازد، اما پاسخ پدر هر چیزی جز تشویق نبود.
پدرش، ژائو د آسیس موریرا، با خندهای تلخ او را در آغوش گرفت و گفت: «بیا به خانه برگردیم؛ این رویاها فقط برای ثروتمندان است و تو باید به فکر یاد گرفتن یک حرفه باشی.» این جملات، سالهاست کهe مانند خاری در گلو مانده است، چرا که رونالدینیو هرگز نتوانست در دنیای واقعی به پدرش ثابت کند که آن رویاها دستیافتنی بودند.
افتخاراتی بدون شاهد اصلی
ژائو د آسیس موریرا زمانی از دنیا رفت که پسرش هنوز در ابتدای مسیر بود و هرگز فرصت نکرد شاهد تبدیل شدن فرزندش به یک اسطوره جهانی شود. رونالدینیو در حالی به اوج رسید که پدرش در کنارش نبود تا این دستاوردهای خیرهکننده را ببیند:
- قهرمانی در جام جهانی فوتبال
- کسب توپ طلای جهان
- قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا
- دستیابی به دهها افتخار تیمی و فردی دیگر
او در پایان این روایت احساسی اشاره کرد که بزرگترین دردش، ناتوانی در گفتن یک جمله ساده است: «بابا، من توانستم و این کار را کردم.»