
دونالد ترامپ در ۲۸ فوریه، زمانی که جنگ علیه ایران را آغاز کرد، تصور میکرد این درگیری ظرف چهار تا پنج هفته به پایان میرسد. اما گزارش مایکل بیرنبام در روزنامه واشنگتنپست نشان میدهد شش ماه گذشته و هنوز هیچ نشانهای از نزدیک شدن به پایان این وضعیت دیده نمیشود. این جنگ حالا به یکی از جدیترین چالشهای دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ تبدیل شده و هم جایگاه او نزد رایدهندگان آمریکایی و هم نفوذ واشنگتن در خاورمیانه را به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
فرسایش ارتش قدرتمندترین جهان با ابزارهای ارزان
واشنگتنپست معتقد است توان ترامپ برای تغییر نتیجه جنگ بسیار محدود است. مقامات ارشد ایران به جای تسلیم، استراتژی تحمل بمبارانهای شدید را در پیش گرفتهاند. آنها با استفاده از ابزارهای کمهزینه، ارتش آمریکا را در وضعیت فرسایشی قرار دادهاند. این تاکتیکها شامل موارد زیر است:
- بهکارگیری گسترده و هدفمند مینهای دریایی.
- استفاده از پهپادها برای ایجاد فشار نظامی مداوم.
- تحمل ضربات هوایی برای کاهش روحیه مهاجمان.
این ترکیب ارزانقیمت اما موثر، توان نظامی قدرتمندترین ارتش جهان را بهتدریج تحلیل میبرد.
ترس از تکرار تاریخ و بنبست تنگه هرمز
ترامپ اکنون با یک تناقض بزرگ روبروست؛ او باید تنگه هرمز را بازگشایی کند، اما در عین حال نمیخواهد از خطوط قرمزی که خودش تعیین کرده عبور کند. یکی از بزرگترین ترسهای ترامپ این است که در تاریخ آمریکا به عنوان «هربرت هوور» قرن بیست و یکم شناخته شود؛ رئیسجمهوری که دوران رکود بزرگ اقتصادی آمریکا را رقم زد. همین ترس از بحران اقتصادی، دایره گزینههای او را محدود کرده است.
از سوی دیگر، اجتناب او از اقدامات نظامی افراطی و پرخطر، دست واشنگتن را در میدان نبرد بسته است. او در حالی میان دو لبه تیغ قرار دارد که گزینههای نظامیاش محدود و فشار اقتصادی بر او فزاینده است.
سقوط اعتبار آمریکا در خاورمیانه
سوزان مالونی، کارشناس روابط آمریکا و ایران در مؤسسه بروکینگز، وضعیت فعلی را بحرانی میبیند. او صراحتاً اعلام کرد که ایالات متحده اکنون در موقعیتی بسیار ضعیفتر قرار دارد و مشخص نیست راه جبرانی برای این سقوط وجود داشته باشد یا خیر.
به باور مالونی، این جنگ تنها یک درگیری نظامی ساده نیست، بلکه بخشی از مجموعهای از تصمیمات دولت ترامپ است که در نهایت منجر به تضعیف اعتبار و توانمندیهای آمریکا در خاورمیانه و در برابر رقبای جهانیاش شده است.