
استراتژی بقا از مسیر بحرانهای امنیتی
بنیامین نتانیاهو در تلاش است تا با تغییر معادلات میدانی، زمان را به نفع خود تغییر دهد. تحلیلها نشان میدهد او از ابزار «بحران» برای فرار از بنبست سیاسی استفاده میکند. هدف نهایی این بازی، تعویق انتخابات است تا نتانیاهو بتواند در شرایطی ایدهآلتر یا در زمان مناسبتری برای بقای سیاسی خود وارد میدان شود.
او با پیچیدهتر کردن شرایط امنیتی در غزه و سوریه، فضای متشنجی ایجاد میکند که در آن، هرگونه تغییر در ساختار قدرت یا برگزاری انتخابات زودهنگام، به عنوان یک ریسک امنیتی جلوه کند. این رویکرد، در واقع تبدیل کردن تهدیدات خارجی به فرصتهای سیاسی داخلی است.
محدودیتهای ساختاری در مقابل مانورهای عملیاتی
از نظر ساختاری و قانونی، نتانیاهو نمیتواند به تنهایی و بدون هماهنگیهای گسترده، جنگ جدیدی را آغاز کند. اما تفاوت میان «آغاز جنگ» و «پیچیده کردن شرایط امنیتی» در همین جزئیات نهفته است. او در حالی که نمیتواند به طور رسمی فرمان یک جنگ تمامعیار را صادر کند، اما در عمل از طریق عملیاتهای پراکنده و تشدید تنشها در جبهههای مختلف، محیطی را میسازد که شبیه به وضعیت جنگی باشد.
محورهای سناریوی بقای نتانیاهو
این استراتژی خطرناک بر چند محور متمرکز شده است:
- تنش در غزه:تداوم وضعیت ناپایدار برای توجیه حالت اضطراری.
- فعال کردن جبهه سوریه:ایجاد نقاط اصطکاک جدید برای جلب حمایت جریانهای راستگرا.
- مدیریت زمان:استفاده از بحرانها برای متقاعد کردن افکار عمومی و سیاستمداران جهت تعویق انتخابات.
نگرانیها از تحقق این سناریو بیپایه نیست؛ زیرا نتانیاهو پیش از این نیز در مقاطع مختلف، از بحرانهای امنیتی برای بازسازی جایگاه سیاسی خود استفاده کرده است. اکنون غزه و سوریه به تختهشطرنژی تبدیل شدهاند که او مهرههایش را برای بقای در صندلی نخستوزیری حرکت میدهد.