
پایان دوران تهدیدات نظامی واشنگتن
جان مرشایمر تأکید میکند که دوران اثرگذاری تهدیدات نظامی مستقیم آمریکا در منطقه به پایان رسیده است. او معتقد است واشنگتن دیگر قادر نیست با تکیه بر برتری سختافزاری یا نمایش قدرت، ایران را به پذیرش خواستههایش مجبور کند. از دیدگاه او، ابزارهای نظامی که زمانی به عنوان اهرم فشار عمل میکردند، اکنون به دلیل تغییرات ساختاری در منطقه، کارایی سابق خود را از دست دادهاند.
تغییر موازنه قدرت و هزینه جنگ
مرشایمر استدلال میکند که هزینه هرگونه درگیری نظامی برای ایالات متحده، بسیار فراتر از دستاوردهای احتمالی آن است. آمریکا پس از تجربههای هزینهبر و شکستخورده در عراق و افغانستان، دیگر اشتهای سیاسی و نظامی برای ورود به یک جنگ تمامعیار در خاورمیانه را ندارد. این واقعیت باعث شده تا اهرمهای فشار واشنگتن به شدت تضعیف شود، زیرا تهدید به جنگ زمانی اثرگذار است که طرف مقابل باور کند این تهدید عملی شود.
عوامل تضعیف اثرگذاری نظامی آمریکا
- افزایش توان بازدارندگی:تقویت توانمندیهای دفاعی و استراتژیک ایران باعث شده تا هزینه هرگونه اقدام نظامی برای آمریکا به شدت افزایش یابد.
- فرسودگی استراتژیک:تمرکز ایالات متحده بر جبهههای دیگر (مانند رقابت با چین) باعث شده تا تمرکز و توان عملیاتی آن در خاورمیانه کاهش یابد.
- شکست سیاستهای فشار حداکثری:ناکارآمدی ابزارهای فشار در سالهای اخیر نشان داد که برتری نظامی لزوماً به معنای پیروزی سیاسی نیست.
توهم برتری مطلق
از نظر مرشایمر، واشنگتن دچار توهم برتری مطلق است. او معتقد است حتی با وجود برتری در تجهیزات، آمریکا نمیتواند در محیطی که بازدارندگی برقرار شده، بدون پذیرش هزینههای کمرشکن، تغییری ایجاد کند. در واقع، برگ برنده نظامی آمریکا جای خود را به یک بنبست استراتژیک داده است که در آن هیچکدام از طرفین نمیتوانند بدون ریسکهای بزرگ، بازی را به نفع خود تغییر دهند.