
بسیاری بر این باورند که تفاوتهای عمیق مذاهب اسلامی و تنوع اقوام، به دلیل پیشینه طولانی اختلافات و ذهنیات شکلگرفته، هرگونه اتحاد واقعی را غیرممکن میکند. اما در مقابل این تردیدها، دیدگاه امام شهید صراحت دارد: اتفاق و اتحاد بین ملتهای اسلامی ممکن است، اما این مسیر نیازمند تلاش مضاعف و اقدام عملی است، نه صرفاً شعار.
گذار از سیاستمداران به نخبگان جامعه
سوال اصلی این است که چه کسانی باید برای تحقق این هدف آستین بالا بزنند؟ معمولاً در چنین تحلیلهایی، نگاهها به سمت حاکمان و زمامداران میچرخد. هرچند امام شهید سیاستمداران کشورهای اسلامی را کاملاً نادیده نگرفته و نسبت به آنها ناامید نیست، اما مرکز ثقل تغییر را در جای دیگری میبیند. امید اصلی ایشان برای دستیابی به این وحدت، به دوش «خواص» و نخبگان جامعه است.
در تحلیلهای جامعهشناسی و فلسفه سیاسی، نخبگان لزوماً به معنای ثروتمندان یا قدرتمندان نیستند، بلکه گروه برگزیدهای از جامعهاند که از نظر قابلیتها برتری دارند و در رأس «هرم منزلت اجتماعی» قرار میگیرند. این افراد به دلیل جایگاهشان، توانایی خاصی در هدایت جامعه و تاثیرگذاری بر تودهها دارند. شناخت عمیق امام از قشربندیهای اجتماعی باعث شد تا ایشان نقشآفرینی این گروه را برای تغییر افکار عمومی ضروری بداند.
چه کسانی در زمره نخبگان اثرگذارند؟
امام شهید دایره نخبگانی که میتوانند موتور محرک اتحاد باشند را گسترده تعریف میکند. از نظر ایشان، هر کسی که در حوزه خود مرجعیت اجتماعی دارد و میتواند در ساخت افکار عمومی نقش ایفا کند، مسئول است. این گروهها عبارتند از:
- علمای دین و روشنفکران
- اساتید دانشگاه و جوانان روشنبین
- فرزانگان، ادیبان، شاعران و نویسندگان
- گردانندگان مطبوعات و رسانهها
این طیف گسترده از فرهیختگان میتوانند با پذیرش مسئولیت خطیر خود، مرزهای ذهنی ایجاد شده میان مذاهب و اقوام را بشکنند. در واقع، کلید اتحاد نه در مذاکرات رسمی سیاسی، بلکه در کنشگری نخبگانی است که قادرند افکار عمومی را به سمتی سوق دهند که ارزشهای مشترک اسلامی و ملی بر تمایزات پیشین غلبه کند.