
تغییر تاریخ اکران؛ پیشدرآمدی بر شکست
تغییر تاریخ اکران این فیلم از اواخر مارس به اواخر اوت، برای بسیاری از تحلیلگران نشانه بدی بود. ماه اوت در تقویم سینمایی معمولاً به زمان اکران فیلمهایی تبدیل میشود که سازندگانشان امیدی به موفقیت آنها ندارند. با اینکه نامهایی چون جیک الدوری، جاش برولین، گای پیرس و مارگریت کوالی روی پوستر فیلم میدرخشد، اما «ستارههای سگ» در جدول اکران لغزید. منتقدان این پروژه سنگین را با «سه هزار سال اشتیاق» اثر جرج میلر مقایسه میکنند؛ هر دو آثاری که نتوانستند انتظارات را برآورده کنند.
روایتی از ویرانی و بیاعتمادی
داستان فیلم اقتباسی از رمان سال ۲۰۱۲ پیتر هلر است. روایت در دنیایی اتفاق میافتد که پس از شیوع مرگبار آنفولانزا، بخش بزرگی از جمعیت زمین از بین رفته است. بازماندگان در چرخهای بیپایان از خشونت و بدبینی به سر میبرند. محوریت داستان بر محور این شخصیتها میچرخد:
- هیگ (جیک الدوری):مکانیکی که در پایگاهی دورافتاده در کلورادو زندگی میکند و برای بقا میجنگد.
- همراهان:سگ وفادار هیگ و یک تفنگدار دریایی سالخورده و دنیادیده با بازی جاش برولین.
اشباع ژانر و ضعف در اجرا
منتقدان معتقدند سینمای جهان از زیرژانر بقای آخرالزمانی سیر شده است. فیلم جدید اسکات در مقایسه با آثاری مثل «مردگان متحرک»، حرف تازهای برای گفتن ندارد. ضربآهنگ روایت تکراری است و شخصیتها میان ترس از آینده و حسرت گذشته درجا میزنند.
مارک ال اسمیت، نویسنده فیلمنامه، تفاوت دیدگاهها را با دیالوگهایی اغراقآمیز و گلدرشت بیان کرده است؛ گویی مخاطب باید اطلاعات حیاتی را به ناشیانهترین شکل ممکن دریافت کند. این ضعفهای ساختاری حتی مانع درخشش بازیگران شد. جیک الدوری که پیشتر در فیلم «فرانکشتاین» اثر گییرمو دل تورو بازی درخشانی ارائه داده بود، در اینجا بیرمق به نظر میرسد. چهره او خستگی و بیرغبتیای را بازتاب میدهد که گویی بازیگر نیز به اندازه مخاطب از حضور در این پروژه خسته شده است.