
بررسیهای تحلیلی در مورد اثربخشی تحریمهای ایالات متحده علیه ایران نشان میدهد که شرایط بینالمللی در مقایسه با سالهای گذشته دستخوش تغییرات بنیادینی شده است و این امر منجر به کاهش کارایی ابزارهای فشار اقتصادی واشنگتن شده است.
تغییر در نظم جهانی: از همسویی تا چندقطبی
در دورههای پیشین، بهویژه در سال ۲۰۱۵، ایالات متحده توانسته بود ائتلافی از قدرتهای بزرگ شامل اروپا، روسیه و چین را برای اعمال فشار بر ایران همسو کند. در آن مقطع زمانی، هماهنگی میان این بازیگران کلیدی باعث شد تا فشارها اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
اما در حال حاضر، جهان به سوی یک ساختار چندقطبی حرکت کرده است. این تغییر پارادایم باعث شده تا روسیه و چین دیگر در مسیر سیاستهای فشار آمریکا قرار نگیرند.
نقش روسیه و چین در مقابله با فشارها
یکی از عوامل کلیدی در شکست تحریمهای فعلی، تغییر جهت منافع استراتژیک روسیه و چین است. این دو قدرت جهانی نه تنها حاضر به همکاری با واشنگتن در راستای فشار بر ایران نیستند، بلکه منافع ملی و راهبردی آنها در جهت مخالف با اهداف ایالات متحده قرار گرفته است.
در واقع، وضعیت کنونی به گونهای است که آمریکا عملاً با جبههای متشکل از ایران، چین و روسیه روبهرو است. این گسست در روابط قدرتهای بزرگ، مانع از ایجاد یک فشار جهانی یکپارچه میشود.
ناممکن بودن تکرار نتایج سال ۲۰۱۵
با توجه به واقعیتهای فوق، تکرار استراتژی «فشار حداکثری» در شرایط فعلی نمیتواند نتایجی مشابه سال ۲۰۱۵ را به همراه داشته باشد. دلایل اصلی این موضوع عبارتند از:
- فقدان حمایت بینالمللی: عدم همراهی روسیه و چین در اعمال فشارها.
- تغییر منافع: جایگزینی همسویی با تضاد منافع میان واشنگتن و قدرتهای شرق.
- ساختار چندقطبی: کاهش توانایی آمریکا در دیکته سیاستهای تکجانبه به جامعه جهانی.