به گزارش خبرگزاری
خبرآنلاین، ماجرای «دایناسور خراسان» شاید در نگاه اول یک شوخی اینترنتی به نظر برسد، اما یک مسئله جدیتر را نشان میدهد: در عصر
هوش مصنوعی، دیگر نمیتوان صرفاً با نگاه کردن به یک تصویر درباره واقعی بودن آن تصمیم گرفت.
تا چند سال پیش، یک تصویر برای بسیاری از کاربران نوعی سند محسوب میشد؛ اگر چیزی را در عکس میدیدیم، پیشفرض ذهنی این بود که دوربینی در جایی آن را ثبت کرده است. ابزارهای تولید تصویر این معادله را تغییر دادهاند. امروز میتوان تصویری ساخت که در آن یک انسان، حیوان، ساختمان یا حتی یک رویداد کاملاً خیالی، در محیطی واقعی و با جزئیات بسیار بالا نمایش داده شود؛ بدون اینکه هیچکدام از آنها واقعاً در آن مکان وجود داشته باشند.
بنابراین باید پرسید: «این تصویر از کجا آمده و چه شواهدی برای واقعی بودن آن وجود دارد؟»
البته هنوز هم بررسی بصری میتواند سرنخهایی به ما بدهد. جزئیات غیرطبیعی، نوشتههای عجیب، اشیایی که با قوانین فیزیک سازگار نیستند، سایههای نامتناسب یا بخشهایی از تصویر که بیش از حد مصنوعی به نظر میرسند، میتوانند زنگ خطر باشند.
اما مشکل اینجاست که این نشانهها دیگر قابل اتکا بهعنوان «آزمایش قطعی» نیستند. مدلهای جدید تولید تصویر بسیاری از خطاهای کلاسیک تصاویر
هوش مصنوعی را برطرف کردهاند. در نتیجه، اگر تصویری کاملاً طبیعی به نظر برسد، این موضوع بهتنهایی اصالت آن را ثابت نمیکند.
اولین سؤال: تصویر را چه کسی منتشر کرده است؟
برای خبرنگار یا کاربری که با یک تصویر عجیب مواجه میشود، مهمترین مرحله شاید اصلاً فنی نباشد. باید ابتدا سراغ منبع اولیه رفت. تصویر را چه کسی ثبت کرده؟ آیا عکاس مشخص است؟ نخستین بار چه حساب یا
رسانهای آن را منتشر کرده؟ آیا اطلاعاتی درباره زمان و مکان ثبت تصویر وجود دارد؟ آیا فرد منتشرکننده شاهد ماجرا بوده است؟
در ماجرای دایناسور خراسان، همین مسئله اهمیت ویژهای دارد. تصویر بهتنهایی نمیتواند اثبات کند که موجودی ناشناخته در
طبیعت مشاهده شده است؛ برای چنین ادعایی باید شواهد مستقل دیگری وجود داشته باشد.