در سال 1936، فیتزجرالد در بدترین شرایط خود قرار داشت. همسرش زلدا به بیمارستان بستری شده بود و خودش نیز در هتلی در نزدیکی آن اقامت داشت. او در آن زمان مشکل
مالی داشت و شانهاش در استخر هتل شکست؛ همچنین با تپانچه در هتل شلیک کرد که برخی آن را تهدید به خودکشی تعبیر کردند. این شایعه بود، اما گزارشها حاکی از تمایل فیتزجرالد به خودکشی پس از انتشار گزارشی در روزنامه مبنی بر وضعیت روانی شکننده او بود. به دلیل این شرایط، هتل دستور داد که یک پرستار برای مراقبت از او تعیین شود. دوروتی ریچاردسون، پرستار او، در دوران نقاهت فیتزجرالد فهرستی از کتابهایی را که فکر میکرد خواندن آنها الزامی است، تهیه کرد و در بالای فهرست نوشت: «اینها کتابهایی هستند که اسکات فکر میکرد، خواندن آنها الزامی است». این فهرست شامل رمانهای کلاسیک و مشهور بود، از جمله:
- خواهر کری، اثر تئودور درایزر
- زندگی عیسی، اثر ارنست رنان
- خانه عروسک، اثر هنریک ایبسن
- واینزبرگ، اوهایو، اثر شروود اندرسون
- داستان زنان سالخورده، اثر آرنولد بنت
- شاهین مالت، اثر دشیل همت
- سرخ و سیاه، اثر استاندال
- داستانهای کوتاه گی دوموپاسان، ترجمه مایکل موناهان
- کلیات روانشناسی نابهنجار، به کوشش گاردنر مورفی
- داستانهای آنتوان چخوف، به کوشش رابرت ان. لینسکات
- بهترین داستانهای کوتاه طنز آمریکایی، به کوشش الکساندر جساپ
- پیروزی، اثر جوزف کنراد
- طغیان فرشتگان، اثر آناتول فرانس
- نمایشنامههای اسکار وایلد
- پناهگاه، اثر ویلیام فاکنر
- در سایه دوشیزگان شکوفا، اثر مارسل پروست
- طرف گرمانت، اثر مارسل پروست
- طرف سوان، اثر مارسل پروست
- باد جنوبی، اثر نورمن داگلاس
- مهمانی باغ، اثر کاترین منسفیلد
- جنگ و صلح، اثر لئو تولستوی
- جان کیتس و پرسی بیش شلی، مجموعه کامل اشعار