برخی تصور میکنند شخصیت انسان پس از رسیدن به بزرگسالی تقریباً ثابت میماند، اما شواهد پژوهشی نشان میدهد استرس طولانیمدت میتواند این ثبات ظاهری را برهم بزند و شیوه فکر کردن، احساس کردن و واکنش نشان دادن ما را تغییر دهد. فشار روانی مداوم میتواند بهآرامی بر نحوه فکر کردن، احساس کردن، واکنش نشان دادن و ارتباط ما با
جهان اثر بگذارد.
به بیان دیگر، اگر استرس مزمن برای مدت طولانی نادیده گرفته شود، ممکن است «نقطه تعادل» شخصیت را تغییر دهد. اگر اخیراً بیش از گذشته زودرنج، منزوی، تدافعی یا از نظر عاطفی شکننده شدهاید، ممکن است مسئله فقط فرسودگی روانی نباشد؛ استرس طولانیمدت نیز میتواند در این تغییر نقش داشته باشد.
یکی از مطالعات مهم در این زمینه، بیش از 2 هزار بزرگسال را تقریباً طی دو دهه دنبال کرد. پژوهشگران میزان مواجهه روزانه افراد با استرس و هیجانات منفی آنها را بررسی کردند و همزمان ویژگیهای شخصیتی موسوم به «پنج عامل بزرگ شخصیت» را سنجیدند: گشودگی به تجربه، وظیفهشناسی، برونگرایی، سازگاری و روانرنجوری.
این یافتهها نشان میدهند شخصیت لزوماً ساختاری کاملاً ثابت نیست و تجربههای مداوم زندگی، بهویژه فشارهای طولانیمدت، میتوانند در تغییر برخی ویژگیهای آن نقش داشته باشند. استرس مزمن میتواند ویژگیهای اصلی شخصیت را تغییر دهد. شخصیت از طریق عادتها، رفتارها و نگاه ما به
جهان آشکار میشود، اما ریشههای آن را باید در ساختار و عملکرد مغز جستوجو کرد. استرس مزمن میتواند تغییرات واقعی در بخشهایی از مغز ایجاد کند که در تنظیم احساسات، حافظه و تصمیمگیری نقش دارند.