
بر اساس گزارشهای منتشر شده، دولت آمریکا پس از گذشت ۶ ماه از آغاز عملیات نظامی مشترک با اسرائیل علیه ایران و عدم موفقیت در شکست دادن جمهوری اسلامی ایران از طریق جنگ، اکنون در حال بررسی گزینههای جدید فشار اقتصادی است. این تغییر رویکرد با هدف کاهش هزینههای سنگین جنگی و مقابله با بحرانهای اقتصادی داخلی صورت میگیرد.
بحران اقتصادی و کاهش محبوبیت دونالد ترامپ
نظرسنجیهای اخیر در ایالات متحده نشان میدهد که محبوبیت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در حالی که کمتر از ۳ ماه به انتخابات میاندورهای باقی مانده، به زیر ۳۵ درصد کاهش یافته است. عوامل اصلی این کاهش محبوبیت عبارتند از:
- شکست در اهداف نظامی در جنگ علیه ایران.
- افزایش هزینههای زندگی برای شهروندان آمریکایی.
- افزایش قیمت بنزین که نسبت به ۹ اسفند ۱۴۰۴، بیش از ۳۳ درصد رشد داشته و اکنون بیش از ۴ دلار در هر گالن است.
- افزایش نرخ تورم به ۳.۴ درصد (با رشد یک درصدی).
- کاهش رشد اقتصادی به حدود ۱.۵ درصد.
در همین راستا، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در مصاحبه با فاکس نیوز تأکید کرد که اولویت اصلی دولت، ارزان نگه داشتن قیمت نفت و بنزین برای شهروندان است.
استراتژی فشار حداکثری و مأموریت جدید خزانهداری
دونالد ترامپ در مصاحبه با اکسیوس اعلام کرده است که باید اجازه داد «فشار اقتصادی کار خودش را بکند». تحلیلگران این اظهارات را نشانهای از انتقال تمرکز از فاز نظامی به فاز اقتصادی میدانند؛ مشابه سیاست «فشار حداکثری» در دوره نخست ریاستجمهوری وی.
طبق گزارش رویترز، مأموریت ویژهای به اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، محول شده است تا از طریق روشهای زیر فشار بر ایران را افزایش دهد:
- مسدودسازی منافذ ارزی ایران.
- هدف قرار دادن بانکهای چینی در رابطه با معاملات ایران.
- ایجاد محاصره در مرزهای زمینی و دریایی.
با این حال، کارشناسان بینالمللی هشدار میدهند که این راهکارها به دلیل ساختار خودتطبیقپذیر ایران و احتمال ایجاد شوکهای جدید در بازار جهانی نفت، با چالشهای بنیادی روبرو هستند.