
دلآرا ودودی در گفتوگو با صاحبخبر از جرقههای ساخت فیلم «پس از عاشقی» گفت: این اثر بر محوری مهم تمرکز دارد که گفتوگوی میان نسلها، عشق و ازدواج است و باور دارد موضوعاتی که امروزه کمتر به آنها توجه میشود، بهویژه در زندگی روزمره انسان معاصر، نیازمند بازنگری و گفتوگو است.
ایده شکلگیری و الهامات فیلم
کارگردان درباره شکلگیری ایده اولیه توضیح داد ثبت زیباییهای جاده چالوس در سینما و پرداختن به گفتگویی بین دو نسل، دو محور اصلی ایجاد این اثر بودهاند. او افزود علاقه شخصیاش به طبیعت، سفر و جاده نیز در مسیر ساخت این فیلم نقش دارد و به دنبال نزدیک کردن فضای فیلم به حالوهوای آثار عباس کیارستمی است. بنابراین فیلمنامه طی سه سال شکل گرفت و در این مسیر شخصیتهای فرعی و موضوعات مختلفی به داستان اضافه شدند تا لایههای مختلف مفهوم عشق و روابط انسانی بررسی شوند.
فضای کارگردانی و ساختار فیلم
او بر این باور است که برای ساختن یک فیلم، ابتدا باید دغدغه و مسئلهای وجود داشته باشد. عشق را موضوعی میداند که در جهان امروز نیازمند نگاهی تازه است و در این فیلم از زوایای مختلف به آن پرداخته شده است. درباره انتخاب ساختار جادهای فیلم هم گفت سفر یکی از عناصر اصلی زندگی انسان است و هر تجربه و ارتباطی میتواند نوعی سفر باشد. با نگاه او، cinema نیز سفری است که در آن شخصیتها تغییر میکنند و به شناخت تازهای میرسند.
جاده چالوس و ظرفیتهای بصری
به گفته کارگردان، انتخاب جاده چالوس به عنوان بستر روایت علاوه بر دشواریهای تولید، امکان استفاده از ظرفیتهای بصری، تنوع و حرکت را فراهم کرد و باعث شد فیلم در قالب یک اثر جادهای شکل بگیرد.
رابطه پدر و پسر
یکی از محورهای اصلی «پس از عاشقی» رابطه میان پدر و پسر است؛ رابطهای که بستری برای طرح دیدگاههای دو نسل درباره عشق، ازدواج و زندگی میشود. او با اشاره به کمبود گفتوگو در جامعه امروز، خاطر نشان کرد که بسیاری از مسائل انسانی در نبود ارتباط و شنیدن متقابل شکل میگیرند. در این فیلم، شخصیتها از طریق گفتوگو به هم نزدیک میشوند و مسیر روایتی با گفتوگوهای نیمهدیده و روشن پیش میرود تا به فهم دوباره از روابط انسانی منجر شود.