
تغییر پویا در صورتِ مسئله جنگ
صورتِ مسئله جنگ در هر دوره تغییر میکند و نبردها با تفاوتهای زمانی و جغرافیایی شکل میگیرند. هیچ دورانی از جنگ، از نظر استراتژی و اهداف یکسان نیست. در تبیین این تغییرات، میتواند به نقشهای مختلف بازیگران منطقهای و فرامنطقهای اشاره کرد؛ اما اصل مطلب این است که مقاومت و هوشیاری رهبری و نیروهای مسلح، به جلوگیری از تحقق سناریوهای تهاجم گسترده کمک کرده است.
اهداف و نقطههای تشدید
در هر زمان، با نزدیکشدن به نقطهای از تشدید، تلاش برای توقف یا مذاکره برخی طرفها شدت میگیرد. این امر نشان میدهد که طرفهای درگیر نگاه متفاوتی به راهحل دارند و بهانهتراشی برای فرار از میدان نبرد یا واگذاری مسائل به مذاکرات دیده میشود. بررسی این فرایند میتواند پرده از معمای کارفرمایان چنین معرکهای بردارد.
بازدارندگی نیروهای مسلح و کارکرد اقتصاد دفاعی
قدرت بازدارندگی هم در زمینه آفند و هم در پدافند، بهدقت ارزیابی میشود. دشمنان خوب میدانند که اگر زیرساختها در معرض حمله قرار گیرند و نصابِ عقبنشینی به عصر حجر برسد، پاسخ آنها سریعتر از ایران تعیینکننده است. کارنامه نرخ پرتاب موشکها و پهپادهای ایران این واقعیت را نمایش داده است.
سرمایهگذاریهای آمریکاییها در منطقه، بهویژه در سرزمینهای اشغالی، در معرض تهدیدهای موشکی و پهپادی قرار دارد. با این وجود، نیروهای مسلح ایران و توانمندیهای صنعت دفاعی، بهویژه در زمینه بازدارندگی، به برخورد با چنین تهدیدهایی ادامه میدهند.
هرچند قابلیتهای دفاعی تا رسیدن به مراحل جدید بازدارندگی، از جمله در حوزه فناوریهای نوین، مسیرها و ملاحظاتی دارد؛ اما اراده دولت برای فعالسازی سازوکارهای بازدارندگی نقش کلیدی دارد و میتواند بیانی از آغاز دوران جدیدِ جنگ زیرساختها باشد.
نگاه به آینده و پایانِ بهانهها
صورت فعلی مسئله جنگ به نظر میرسد که بهانههای پیشین، از جمله موضوعات هستهای یا مسائل مربوط به تنگه هرمز، کاهش یافته یا تغییر کردهاند. ملت ایران، به روایتی، با سیاستهای متعارض و دخالتهای خارجی مخالف است و بهعنوان پیشران صلح و امنیت ملی، بر حاکمیت ملی خود تأکید میکند.