
گزارش اصلی
صاحبخبر - گروه فرهنگ خبرگزاری آنا، حجت الاسلام بهرام دلیر، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، به بررسی جایگاه منطق در مکتب عقلانی اسلامی و نقش آن در سیر حکمت از دوران صفویه تا شیراز-قم میپردازد. در این پژوهش، یکی از ستونهای آموزشی منطق و فلسفه، علامه ملا عبدالله بهابادی یزدی (متوفی 981 هجری قمری) است که آثار او برخاسته از منطق و منهجشناسی بوده و در حاشیههای تهذیب المنطق تفتازانی نقش مهمی ایفا کردهاند.
این متن نشان میدهد که منطق در نگاه مکتب عقلانی فقط یک مهارت ذهنی نیست، بلکه ابزار ضروری تمایز بین حق و باطل و صحت و سقم در علوم گوناگون از فقه و کلام تا فلسفه و عرفان شمرده میشود.
منطق به عنوان پلی به سوی حکمت
برای حکمایی همچون علامه بهابادی و پیروان نسلهای بعدی در مکتب اصفهان و همچنین مکتب شیرازی-قم که او بر آن تأثیر گذاشت، عقل و منطق بهعنوان نردبانی است که انسان را از محسوسات و اوهام به سوی حکمت الهی و معرفت یقینی رهنمون میکند. در این سنت، نفی عقل به معنای افتادن به جهل تلقی میشود.
تحلیل گفتار اشو و نقد نسبت به عقلانیت
مبحث حاضر به گفتار اشو میپردازد که به رها کردن تفکر منطقی و زندگی غیرعقلانی دعوت میکند. این دیدگاه نمایانگر جریان فلسفی و عرفانی قدیمیتر با نام ضد عقلانیت یا فرا عقلانیت است که مدعی است زبان و قالبهای منطقی محدودند و حقیقت هستی رازآمیز است و فراتر از این قالبها قرار دارد.
برخی از رویکردهای تجربهگرا و شهودی در نقد تجربه مستقیم و زیست لحظهای جهت درک زندگی مطرح میشود، اما نقد اصلی این رویکرد، بیتفاوت گذاشتن ابزارهای ارزیابی صحت و سقم تجربه است که میتواند به بازنگری نادرست منجر شود.
- ارجاع به منطق کلاسیک و کارکرد آن در سنجش صحت تجربیات و تحلیلهای علمی
- تمرکز بر تحول معرفتی از محسوسات به سمت معرفت یقینی
- نقد رویکردهای عرفانی که به نفی ابزارهای منطق میگرایند
در نهایت، متن بر این نکته تأکید میکند که عرفانهای نوظهور و فاعلیتهای شهودی، اگر چنانچه از منطق برای تصحیح مسیر دریغ ننمایند، میتوانند به تبیین و بازبینی نادرست منجر شوند و منطق همچنان ابزار اصلی برای تمییز حق از باطل باقی میماند.