
تحلیل وضعیت روابط دیپلماتیک و نظامی میان تهران و واشینگتن نشان میدهد که این دو کشور در یک چرخه متناقض گرفتار شدهاند. بر اساس مشاهدات موجود، وضعیت فعلی که ترکیبی از تنشهای نظامی و پیامهای دیپلماتیک است، احتمالاً تا پایان دوره ریاستجمهوری ترامپ ادامه خواهد یافت و رسیدن به یک توافق جامع یا شرایط عادی دشوار به نظر میرسد.
تنشهای پراکنده و نوسانات بازار
رابطه دو کشور با نوسانات شدیدی همراه است که در قالب رویدادهای مختلف خود را نشان میدهد:
- حملات متناوب و تهدیدهای نظامی در منطقه.
- تنش در مسیرهای کشتیرانی و بحثهای مربوط به امنیت تنگه هرمز.
- اعلام لغو حملات بزرگ توسط ترامپ تحت فشار کشورهای منطقه برای مذاکره.
- تأثیر مستقیم این تنشها بر بازار انرژی؛ به طوری که تهدید به جنگ باعث افزایش قیمت نفت و اخبار مذاکره منجر به کاهش آن میشود.
بنبست در اهداف استراتژیک دو طرف
در حال حاضر، هیچیک از دو طرف قادر به دستیابی به اهداف حداکثری خود نیستند. این بنبست از دو جنبه قابل بررسی است:
از سوی دیگر، ایالات متحده نه توانایی سرنگونی حکومت ایران را دارد و نه میتواند توان نظامی ایران یا کنترل این کشور بر تنگه هرمز را از بین ببرد. از سوی دیگر، ایران نیز تاکنون موفق نشده است واشینگتن را به پذیرش خواستههای خود، از جمله کنار گذاشتن تهدیدات نظامی یا به رسمیت شناختن مدیریت تهران بر تنگه هرمز، وادار کند.
در نهایت، تضاد شدید میان خواستههای حداکثری دو طرف، یافتن زمینههای مشترک را بسیار دشوار و شکننده کرده است. هر دو طرف با تکیه بر استراتژی «خسته کردن طرف مقابل»، هم به مسیر جنگ و هم به مسیر صلح ادامه میدهند تا شاید یکی از طرفها برای عقبنشینی مجبور شود.