
رفتار دونالد ترامپ در قبال ایران، بیش از آنکه نشانهای از اقتدار باشد، بیانگر نوعی سردرگمی و استیصال در برابر واقعیتهای موجود در منطقه است. تغییر مداوم مواضع و عدم ثبات در تصمیمگیریها، نشان میدهد که رویکرد وی بر پایه شناخت دقیق از توانمندیها و واقعیتهای میدان استوار نیست.
توصیف شخصیت ترامپ؛ از «قمارباز» تا تصمیمات هیجانی
سالها پیش، شهید سپهبد حاجقاسم سلیمانی از تعبیر «قمارباز» برای توصیف شخصیت ترامپ استفاده کرده بود. این توصیف با بررسی رفتارهای اخیر او همخوانی دارد؛ چرا که او بدون محاسبه دقیق ابعاد و پیامدهای اقدامات خود، تصمیمات لحظهای میگیرد.
- استفاده از ادبیات تند برای تهدید به حمله به زیرساختها.
- مطرح کردن موضوع افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی.
- عقبنشینی از مواضع اعلامی پس از مواجهه با هزینههای احتمالی و واقعیتهای میدان.
این رفتارهای هیجانی و تبلیغاتی، برخلاف ماهیت میدانهای جنگ، نشاندهنده عدم درک صحیح از قواعد بازی در منطقه است.
شکست عملیاتهای روانی و خطای محاسباتی آمریکا
آمریکا سالها تلاش کرده است تا از طریق روشهای زیر اهداف خود را پیش ببرد، اما در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران با شکست و خطای محاسباتی روبرو شده است:
- عملیاتهای روانی و فضاسازی رسانهای.
- استفاده از ابزار ارعاب و تهدید نظامی.
- اعمال فشارهای سیاسی و اقتصادی.
واقعیت این است که ایران نزدیک به پنج دهه است که با انواع توطئهها، تحریمها و تهدیدهای نظامی و سیاسی مقابله کرده و در برابر آنها ایستادگی نموده است. همین تجربه طولانیمدت باعث شده است که تهدیدهای تبلیغاتی دیگر کارکرد قبلی خود را نداشته باشند و محاسبات طرف مقابل در برابر پایداری ایران با شکست مواجه شود.