
جایگاه علی شریعتی در تاریخ معاصر ایران
در پی اظهارات موسی غنینژاد درباره علی شریعتی که با واکنشهای گستردهای در محافل دانشگاهی مواجه شد، محمدصادق محفوظی، پژوهشگر فلسفه غرب و رئیس مرکز دائرةالمعارف انسانشناسی، به تبیین جایگاه این اندیشمند پرداخت. وی با اشاره به اهمیت شناخت دقیق میراث فکری شریعتی برای نسل جوان، تأکید کرد که ارزیابی شخصیتهای تاریخی نیازمند درک عمیق از بستر فرهنگی و ادبیات عرفانی ایران است.
نقد رویکرد تقلیلگرایانه به آثار شریعتی
محفوظی با اشاره به نقدهای مطرح شده علیه کتابهایی نظیر «هبوط»، اظهار داشت که بسیاری از منتقدان به دلیل عدم آشنایی با سنت تمثیل و نمادپردازی در ادبیات پارسی و عرفان خراسانی، دچار سوءبرداشت از آثار شریعتی میشوند. به گفته وی، تقلیل مفاهیم عمیق عرفانی به تعابیر سطحی، ناشی از وابستگی فکری به ترجمههای متون لیبرالیستی و نئولیبرالیستی غرب است.
ابعاد الیناسیون در اندیشه معاصر
از دیدگاه رئیس مرکز دائرةالمعارف انسانشناسی، برخی جریانهای فکری در ایران دچار نوعی «الیناسیون» یا ازخودبیگانگی فرهنگی هستند. وی معتقد است:
- عدم شناخت کافی از تاریخ و فرهنگ بومی، منجر به قضاوتهای نادرست درباره چهرههای تأثیرگذار شده است.
- ادبیات پارسی مبتنی بر نماد و صناعات ادبی است و نادیده گرفتن این ساختار، منجر به تحلیلهای کوتهبینانه میشود.
- شریعتی در دوران حیات خود، به عنوان یک زنگ خطر برای وجدانهای بیدار عمل میکرد و تلاش داشت تا اسلام را با رویکردی روشنگرانه بازخوانی کند.
محفوظی در پایان تأکید کرد که تخریب چهرههای فرهنگی به جای نقد علمی، نشاندهنده ضعف در مطالعات تاریخی است و برای درک درست جایگاه شریعتی، باید از نگاههای تکبعدی و غیرتخصصی فاصله گرفت.