
محمد محمودیکیا، تحلیلگر مسائل بینالملل و عضو هیات علمی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، در تحلیلی از تحولات اخیر منطقه و جهان، پیشنهاد کرد که ایران باید به سمت «صلح تاکتیکی» با آمریکا حرکت کند، نه «صلح بنیادین». وی با اشاره به وقایع هفتم اکتبر و جنگ غزه، این رویدادها را نقطه عطفی در تاریخ معاصر دانست که نظم جهانی و کارآمدی نهادهای بینالمللی را زیر سوال برده است.
ارزیابی تحولات منطقهای و جهانی
محمودیکیا معتقد است که تحولات سه سال اخیر، از جمله عملیات هفتم اکتبر، جنگ غزه، گسترش درگیریها در لبنان و سوریه، و رویاروییهای ایران و اسرائیل، معادلات امنیتی در غرب آسیا را وارد مرحلهای جدید کرده است. وی همچنین به افزایش رقابت قدرتهای بزرگ، تردیدها نسبت به کارآمدی نهادهای بینالمللی و تغییر آرایش ائتلافهای منطقهای اشاره کرد و این پرسش را مطرح نمود که آیا جهان در آستانه نظم جدیدی قرار دارد یا شاهد تشدید رقابتها در چارچوب نظم موجود هستیم.
جایگاه ایران و مؤلفههای قدرت
این تحلیلگر مسائل بینالملل، ارزیابی جایگاه ایران در این تحولات و بررسی نسبت میان قدرت نظامی، دیپلماسی و بازدارندگی را از موضوعات مهم در محافل سیاسی و راهبردی دانست. وی به دیدگاههایی اشاره کرد که معتقدند تجربه جنگهای اخیر، مؤلفههای قدرت و امنیت را تغییر داده و الگوهای سنتی بازدارندگی دیگر پاسخگو نیستند. در مقابل، گروهی دیگر همچنان بر نقش دیپلماسی و سازوکارهای بینالمللی در مدیریت بحرانها تأکید دارند.
پیشنهاد رویکرد تاکتیکی
محمودیکیا با اشاره به اینکه هفتم اکتبر نقطه عطفی بود که نظم ساختاری را در برابر یک رژیم سرکوبگر ناکارآمد نشان داد و سازههای نظم بینالمللی نتوانستند مانع تجاوزگری شوند، پیشنهاد کرد که ایران باید مانند چین و هند، به سمت صلح تاکتیکی با آمریکا حرکت کند. او این رویکرد را در مقابل «مرد دیوانه» مؤثر دانست و بیان کرد که برگ برنده تداوم جنگ اوکراین و منازعات خاورمیانه در دست چین قرار دارد.